لینک های مفید

 

 

 

 

  تعداد بازدید :10247235  

.:: به وب سايت دانشگاه بوعلي سينا خوش آمديد. ::.

شرح خبر

 

03/04/1392

انتظار یعنی چه؟

انتظار حركت است، انتظار آمادگي است! انتظار را هم از نظر فرهنگی معنا كرده اند، هم از نظر نظامی. حضرت آیت الله جوادی آملی فرمود: از نظر نظامی آن است که انسان خود را آماده دفاع از ولی خدا گرداند حتّی اگر شده با یک تیر! امّا از نظر فرهنگی، هم باید به احیای خود بپردازد و هم به احیای دیگران.

انتظار یعنی نگه داشتن یک جای خالی برای کسی که می آید. یعنی آنکه جای خالیش چنان به چشمت بیاید که نگذاری احدی بر آن پا گذارد. یعنی آن جا را کنار گذاشته باشی فقط برای حضور او، یعنی آنکه نبودش، حتی لحظه ای آرامت نگذارد. انتظار یعنی دغدغه، یعنی درد، یعنی مسؤولیت، یعنی بینایی، بیقراری، چشم به راهی، انتظار سهم هر کس نیست، با عافیت یکجا جمع نمی شود. خانه خرابی و آوارگی و دلدادگی و بی سامانی، علامت منتظران ناب است. انتظار یعنی حرارت، یعنی سوختن. انتظار یعنی آنکه از زخمت تا پای جان مراقبت کنی، اما نه برای التیامش، که برای تازه ماندنش برای آنکه وقتی آمد، نشانش دهی و بگویی: دیدی که مَحرم ماندم؟... انتظار یعنی چشم به راهی، اما نه چشم به راه یک موجود زمینی، بلکه چشم به راه یک انسان آسمانی بودن. انتظار یعنی نگرانی اما یک نگرانی اخلاقی، یک نگرانی که هاله ای از قداست و پوششی از امید دارد. انتظار یعنی کمی دورتر را هم دیدن و صدای پای آشنایی را شنیدن. انتظار یعنی بانک جرس را شنیدن و دل به صاحب دلی دوست داشتنی بستن. انتظار یعنی روحی فعال و دلی پر دغدغه داشتن. انتظار یعنی نه گفتن به حال تاریک و آری گفتن به آینده روشن و این همان مفهوم لااله الا الله است.انتظار یعنی با چشمی گذشته را دیدن و با چشمی به آینده نگریستن... انتظار یعنی دل به راه بودن نه(تنها) چشم به راه بودن... انتظار یعنی خدا را در زمین جستجو کردن.

انتظار در روایات فراوانی افضل‌الاعمال، افضل‌العباده و یا احبّ ‌الاعمال الی الله عزوجل نامیده شده است... این آرزوی بزرگ که سرانجام دستی از آستین حق در خواهد آمد و تمام رنج و اندوه بشر را پایان خواهد بخشید، اختصاصی به شیعیان ندارد. همه مذاهب و فرقه‌های مسلمان، حتی وهابیت، این اندیشه را پذیرفته‌اند. آنان فقط در برخی جزئیات و خصوصیات با شیعه اختلاف نظر دارند؛ وگرنه، اصلِ مهدویت چیزی نیست که مسلمانی بتواند آن را انکار کند. گذشته از روایات بسیار متعدد و معتبر، این آیه‌های جاودان قرآن است که وعده آمدن ایشان را می‌دهد؛ آمدنی که منّت بر مستضعفان است و آنان را رهبران و قدرتمندان زمین می‌کند(قصص،5) و بندگان شایسته را وارث زمین می‌گرداند(انبیاء، 105)؛ هر چند مشرکان نخواهند(توبه،33) مهدویت و انتظار آمدن منجی، حتی اختصاصی به مسلمانان هم ندارد. نگاهی به تاریخ و یا به بشریت امروز نشان می‌دهد که انسان و انسانیت در انتظار حادثه‌ای است؛ حادثه‌ای شیرین و امیدبخش که نمی‌داند از کجا و چگونه در اعماق وجودش جا گرفته است. برای همین است که به رغم همه سیاه‌بختی و نکبتی که زیاده‌خواهان برای بشریت پدید آورده‌اند، هنوز هم همه به این آرزو دل بسته‌اند که پایان شب سیه سپید است. اگر این امید نبود، حتما زندگی هم نبود. متونی که از برخی ادیان باقی مانده، به رغم همه تحریف‌ها و دستبردها، آمدنِ او را بشارت داده‌اند؛ چرا که حذف این بشارت‌ها، گرفتن روح از بدن انسان است و پاشیدن گردِ مرگ بر جهان هستی؛ چیزی که آنان هم نمی‌خواهند و اگر هم بخواهند، نمی‌توانند. علاوه بر این متون دینی، قرآن هم تصریح کرده است که مثلا این وعده در زبور هم بوده است(انبیاء، 105) و حتی موسی هم در برابر قوم بهانه‌گیر خود دستور می‌داد تا با کمک گرفتن از خدا صبر کنند و در انتظار پیروزی آخر باشند(اعراف،128)

دشمنان و بدخواهانی که نمی‌توانسته‌اند، نور امید و انتظار فرج را از دل و فطرت بشر ریشه‌کن کنند، سال‌ها است چشم طمع به منحرف کردن این آرزو و تبدیل آن به ضدّ خود دوخته‌اند. آنان اکسیر انتظار را دارویِ خواب معرفی کرده‌اند و به کمک کج‌فهمان چنین القاء کرده‌اند که منتظرِ او باید تسلیم پیشامدها و زیاده‌خواهان شود و چشم بر وظیفه و تلاش بپوشد؛ این در حالی است که انتظار از مقولة عمل است نه امل!! این چه کوردلی و جهالتی است که افضلِ اعمال را دست برداشتن از عمل معنا می‌کند؟! انتظار، یعنی جهاد، یعنی اقدام، یعنی فداکاری امّا همراه با امید به پیروزی حتمی و این همان سنگی است که شیشه عمر استکبار و مستکبران را می‌شکند؛ همان اتفاق بزرگی که خدا به مستضعفان(و نه فقط شیعیان و مسلمانان) وعده داده است.(قصص، 5) اقدام امیدوارانه که بزرگ‌ترین تکلیف ما در زمان غیبت و برترین عبادت ما در این حالت به شمار می‌رود، چیست؟ این اقدام را نباید به حوزه فردی منحصر کرد. این فریب دیگری است که باز هم می‌خواهند با دادنِ نشانی نادرست ما را از وظیفه اصلی منحرف و غافل کنند. بدون تردید، تهذیب خویش و عمل به تکالیف فردی ضرورتی انکارناپذیر است، امّا معنای آن نادیده گرفتن وظایف اجتماعی نیست. زمینه‌سازی برای تحقق آن آرزوی شیرین، اصلاح کژی‌ها و دعوت مردم به برپا ساختن نظام‌های عادل و الهی است؛ برای همین است که انتظار در روایات دیگری از کندن تیغ‌هایِ تیز شاخه‌ای با حرکت دست بر آن(کالخارطِ للقتاد) سخت‌تر توصیف شده و ثواب آن اجر هزار شهید، مانند شهدای بدر و احد، اعلام گردیده است.(میزان‌الحکمه، جلد اول،ص281)

انتظار فرج در واقع، انتظار حکومت جهانی اسلام است، انتظار تشکیل حکومت توحیدی در سطح جامعه انسانی است، انتظار تحقق عدالت در اجتماع است، انتظار وراثت زمین و دولت مؤمنان و موحدان است. بنابراین انتظار نه به معنای نشستن و دعا کردن است، انتظار یعنی برخاستن و دعا کردن است، انتظار یعنی بکوشیم هر چه بهتر دین اسلام را به عنوان یک دین توحیدی فراگیر بشناسیم، بفهمیم و بسازیم، این همان زمینه‏سازی برای ظهور حضرت مهدی(عج) است... ما به عنوان یک شیعه و پیرو اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) وظیفه داریم ابتدا کیفیت اعتقاد، باورها، صفات، کمالات، نوع منش و کنش آن حضرات را شناسایی نماییم و در مرتبه بعد بکوشیم زندگی، صفات و باورهای خود را به ایشان نزدیک نماییم تا از این طریق هم شیعه و پیرو واقعی آنها باشیم. انتظار را هم از نظر فرهنگی معنا كرده اند، هم از نظر نظامی. حضرت آیت الله جوادی آملی فرمود: از نظر نظامی آن است که انسان خود را آماده دفاع از ولی خدا گرداند حتّی اگر شده با یک تیر! امّا از نظر فرهنگی، هم باید به احیای خود بپردازد و هم به احیای دیگران. خود را از گناهان پاک گرداند و از معاصی الهی دور نگه دارد و نیز کمک کند تا دیگران نیز با اهل بیت آشنا شوند و معارف الهی را دریابند. بهترین انتظار آن است كه انسان قلب خود را در اختیار كسی قرار بدهد كه او به اذن خدا آن را زیر و رو كند؛ انسان اگر متحول شد و منقلب شد، عالم را در كام خود شیوا و شیرین می بیند. چیزی برای او تلخ نیست. هیچ حادثه ای آن توان را ندارد كه قلب متحول شده را قبض كند!

از وجود مبارك امام رضا (علیه و علی آبائه و ابنائه آلاف التحیه والثناء) رسیده است كه فرمودند: رحم الله امرء حدث نفسه علینا و احیا امرنا: خداوند رحمت کند کسی را که نفسش را برای ما آماده می کند و امر ما را زنده می دارد. یعنی در عصر غیبت منتظر ما باشد به این نحو كه خود را در محدوده امر ما منحصر كند و تنها امر ما را اطاعت کند و از قلمرو دستورات ما بیرون نرود و در یک کلام، خودسازی کند. از طرف دیگر تلاش و كوشش انسان این باشد كه امور اهل بیت(علیهم السلام)، معارف اهل بیت(علیهم السلام)، آثار اهل بیت(علیهم السلام)، مكتب اهل بیت(علیهم السلام) را احیاء كند، یعنی به احیای دیگران بپردازد.انتظاريعني قانع نشدن به وضع موجود زندگي انسان و تلاش براي رسيدن به وضع مطلوب كه مسلم است كه اين وضع مطلوب با دست قدرتمند ولي خدا حضرت حجه بن الحسن مهدي صاحب الزمان(صلوات الله عليه) تحقق پيدا خواهد كرد. انتظار فرج معنايش اين نيست كه انسان بنشيند دست به هيچ كاري نزند، هيچ اصلاحي را وجه ي همت خود نكند، صرفا دل خوش كند به اين كه ما منتظر امام زمان(صلوات الله عليهم) هستيم اينكه انتظار نيست، انتظار، انتظار چيست؟ انتظار دست قاهر قدرتمند الهي ملكوتي است،كه بايد بيايد به وسيله خود همين انسان ها، با كمك همين انسان ها، سيطره ظلم را از بين ببرد و حق را غالب كند و عدل را در زندگي مردم حاكم كند و پرچم توحيد را بلند كند و انسان ها را بنده واقعي خدا بكند. هر اقدامي در جهت استقرارعدالت، يك قدم به سمت آن هدف والا است، انتظار معنايش اين است، انتظار حركت است، انتظارسكون نيست! انتظار رها كردن و نشستن براي اينكه كار به خودي خود انجام بگيرد، نيست. انتظار حركت است، انتظار آمادگي است! اين آمادگي را بايد حفظ كنيم دروجود خودمان، در محيط پيرامون خودمان... انتظار فرج يعني كمر بسته بودن آماده بودن، خود را از همه جهت آماده كردن براي آن هدفي كه امام زمان(صلوات الله عليهم) براي آن هدف قيام خواهند كرد.

*متن فوق، خلاصه ای برگرفته از احادیث، فرمایشات بزرگان و متون ادبی زیبا در معنای حقیقی انتظار می باشد.

 

نظر شما درباره اين خبر

 

 
 
نام فرستنده
پست الكترونيك  
نظر شما
 
 

همایشها

 

سی و دومین گردهمایی و نخستین کنگره بین المللی تخصصی علوم زمین

 

 

Copyright © 2005 Buali Sina University. All rights reserved