لینک های مفید

 

 

 

 

  تعداد بازدید :10174378  

.:: به وب سايت دانشگاه بوعلي سينا خوش آمديد. ::.

شرح خبر

 

24/03/1392

سالروز میلاد امام سجاد(ع) مبارک باد

امام علی بن حسین بن علی بن ابیطالب(ع) مشهور به سجاد در پنجم شعبان سال 38 هجری قمری متولد شدند. امام زین العابدین(ع) زمانی دیده به جهان گشودند که زمام امور در دست جد بزرگوارش امام علی بن ابیطالب(ع) بود.

نام معصوم ششم علی(ع) است. ایشان فرزند حسین بن علی بن ابیطالب(ع) و ملقب به سجاد و زین العابدین می باشند. حضرت سجاد(ع) در واقعه جانگداز کربلا حضور داشتند ولی به علت بیماری و تب شدید از آن حادثه جان به سلامت بردند، زیرا جهاد از بیمار برداشته شده است و پدر بزرگوارشان-با همه علاقه‌ای که فرزندشان به شرکت در آن واقعه داشتند- به ایشان اجازه جنگ کردن ندادند. مصلحت الهی این بود که آن رشته گسیخته نشود و امام سجاد(ع) وارث آن رسالت بزرگ، یعنی امامت و ولایت گردند. مشهورترین کنیه ایشان، ابامحمد و ابوالحسن است. مدّت عمر آن بزرگوار مثل پدر بزرگوارشان پنجاه و هفت سال است، زیرا پانزدهم جمادی الاول سال سی و هشت از هجرت به دنیا آمدند. تولد آن بزرگوار دو سال قبل از شهادت امیرالمؤمنین(ع) است و تقریبا بیست و سه سال با پدر بزرگوار زندگی کردند. پس مدت امامت آن بزرگوار سی و چهار سال است. حضرت سجّاد(ع) پدری چون امام حسین(ع) دارد و مادرشان دختر یزدگرد پادشاه ایران است. مادر مکرّمه آن حضرت بنا بر منابع تاریخ اسلامی، غزاله از مردم سند یا سجستان که به سلافه یا سلامه نیز مشهور است، می باشند، ولی بعضی از منابع دیگر نام ایشان را شهربانویه، شاه زنان، شهرناز، جهان بانویه و خوله، یاد کرده اند. به هرحال دست عنایت حق به طور خارق العاده این دختر را به امام حسین(ع) می رساند. شرافت این زن آن است که مادر نه نفر از ائمه طاهرین می شوند و چنانچه امام سین(ع) اب الائمه است، این زن نیز ام الائمه است. و اما از نظر فضایل انسانی: امام سجّاد(ع) گرچه با اهل بیت(علیهم السلام) وجه اشتراک در همه فضایل دارند و هیچ فرقی میان آنان از نظر صفات و فضایل انسانی نیست، اما از نظر گفتار و کردار شباهت تامّی به جدشان امیرالمؤمنین(علیه السلام) دارند.

امام باقر(علیه السلام) فرمودند: پدرم، هیچ یک از نعمت‌های الهی را یاد نمی‌کرد، مگر آنکه سر به سجده می‌نهاد. هیچ حادثه ناگواری از او رد نمی‌شد، جز آنکه سجده می‌کرد. هیچ نیرنگ حیله گری از او دفع نمی‌گردید، مگر آنکه سر به سجده می‌نهاد. از هیچ نماز واجبی فراغت نمی یافت، مگر اینکه به سجود می رفت. هرگز موفق به اصلاح و آشتی بین دو نفر نمی شد، جز آنکه سجده شکر به جای می‌آورد. بنابراین نشانه‌های سجود در تمام اندام سجده‌اش آشکار بود، از این رو ایشان را سجاد نامیدند. امام سجّاد(علیه السلام) در بدترین زمان از زمان هایی که بر دوران رهبری اهل بیت گذشت، می‌زیستند، چه، ایشان با آغاز اوج انحرافی، معاصر بودند که پس از وفات رسول اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) روی داد. امام(علیه السلام) با همه محنت‌ها و بلاها که در روزگار جدّ بزرگوارشان امیرالمؤمنین(علیه السلام) آغاز گردیده بود، همزمان بودند. وقتی دیده به جهان گشودند، جدّشان امیرمؤمنان(علیه السلام)در خطِّ جهادِ جنگِ جمل، غرق گرفتاری بودند و از آن پس با پدرشان امام حسین(علیه السلام) در محنت و گرفتاری های فراوان ایشان شریک بودند. ایشان همه این رنج ها را طی کردند و خود به طور مستقل رویاروی گرفتاری ها قرار گرفتند. محنت و رنج ایشان وقتی بالا گرفت که لشکریان یزید در مدینه وارد مسجد رسول اللّه شدند و اسب های خویش را در مسجد بستند، یعنی همان جایی که انتظار آن می رفت که مکتب رسالت و افکار مکتبی در آنجا انتشار یابد، امّا برعکس، آن مکان مقدّس در عهد آن امام تقوا و فضیلت، به دست سپاه منحرف بنی امیّه افتاد و آنان ضمن تجاوز به نوامیس مردم مدینه و کشتار فراوان، بی پروایی را از حدّ گذراندند و حرمت مدفن مقدّس رسول اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) و مسجدش را هتک نمودند. امام سجّاد(علیه السلام) برای پیش راندن مسلمانان به سوی نفرت از بنی امیّه و افزودن مبارزه جویی با آنان، تلاش های مؤثّری نمودند و هر گاه فرصتی به دست می آمد، مردم را بر ضدّ امویان تحریک می کردند و با احتیاط، برنامه حاکمان منحرف را تحت نظر قرار می دادند.

امام سجّاد(علیه السلام) به این امر آگاه بودند که تا وقتی از طرف پایگاه های مردمی پشتیبانی نشوند، تنها در دست گرفتن قدرت برای تحقّق بخشیدن به عمل دگرگون سازی اجتماع اسلامی کافی نیست. پایگاه های مردمی نیز باید به هدف های این قدرت آگاه باشند و به نظریّه های ایشان در حکومت ایمان داشته باشند و در راه حمایت از آن حرکت کنند و مواضع آن را برای توده مردم تفسیر نمایند و در برابر تندبادها با استواری و قدرت بایستند. امام سجّاد(علیه السلام) این امکانات را نداشتند و به علّت آگاهی نداشتن مردم چنین شکایت می‌فرمودند: پروردگارا! در پیشامدهای ناگوار روزگار به ناتوانی خویش نگریستم و درماندگی خود را از جهت یاری طلبیدن از مردم در برابر کسانی که قصد جنگ با من داشتند، دیدم و به تنهایی خود در برابر بسیاریِ کسانی که با من دشمنی داشتند، نظر کردم. امام(علیه السلام)، از جنبه انقلابی، به صورتی که مستقیما عهده دار آن گردند، کناره جویی فرمودند و به این بسنده کردند که کار قیام را به کسانی واگذارند که در این مورد برپای می خیزند. به طور کلی وضع اجتماعی که هر امام در آن زیست می‌کرد، شکل کار سیاسی ایشان را محدود و مشخّص می‌ساخت.

پیشوایان معصوم با وجود توطئه هایی که دشمنان، علیه آنها می نمودند تا آنان را از زمینه حکومت دور سازند، پیوسته مسؤولیت خود را در نگاه داری مکتب و تجربه اسلامی و مصون نگاه داشتن آن از فرو افتادن در ورطه انحراف و جدا شدن از مبادی و معیارها و ارزش های آن به گونه ای کامل ایفا می‌کردند و هر وقت انحراف شدّت می‌یافت و از خطر فروافتادن در ورطه نابودی بیم می داد، پیشوایان(علیهم السلام) بر ضدّ آن حوادث تدبیرهای لازم می اندیشیدند، و هر گاه تجربه اسلامی و عقیدتی در تنگنای مشکلی گرفتار می‌آمد و رهبری های منحرف به حکم بی کفایتی از درمان آن ناتوان می شدند، امامان به نشان دادن راه حلّ و حفظ امّت از خطرهایی که مردم را تهدید می کرد، مبادرت می فرمودند. امام سجاد علیه السلام در غالب دعاهای صحیفه سجادیه مکرر، قبل و یا بعد از هرگونه درخواست از خدای متعال، به حمد و ثنای الهی می پردازند و بر پیامبر و آل آن بزرگوار صلوات می فرستند و شیوه دعا کردن را آموزش می دهند و حرمت رسول اکرم صلی الله علیه وآله را پاس می دارند.

امام باقر(علیه السلام) فرموده اند که پدرشان حضرت علی بن الحسین(علیه السلام) دوبار کل دارایی خود را با خدا قسمت کردند؛ همان بزرگوار فرموده اند که امام سجاد(علیه السلام)، شب ها انبان بزرگی از نان بر پشت می نهادند و به نیازمندان صدقه می دادند. پس از شهادت امام سجاد(علیه السلام) معلوم شد آن بزرگوار مخارج صد خانواده نیازمند را بر عهده داشته اند. بیماری موقت امام در کربلا و در جریان حادثه عاشورا چند روزی بیش ادامه نیافت و پس از آن حضرت زین العابدین 35سال عمر کردند که تمام آن مدت به مبارزه و خدمت به خلق و عبادت و مناجات با حق سپری شد. سن شریف حضرت سجاد(ع) را در روز دهم محرم سال 61هجری که بنا به وصیت پدر و امر خدا و رسول خدا(ص) به امامت رسیدند، به اختلاف روایات در حدود 24 سال نوشته اند. آنچه در حادثه کربلا بدان نیاز بود، بهره برداری از این قیام و حماسه بی نظیر و نشر پیام شهادت امام حسین(ع) بود، که حضرت سجاد(ع) در ضمن اسارت با عمه اشان حضرت زینب(س) آن را با شجاعت و شهامت و قدرت بی نظیر در جهان آن رو فریاد کردند. فریادی که طنین آن قرنهاست باقی مانده و-برای همیشه- جاودان خواهد ماند. واقعه کربلا با همه ابعاد عظیم و بی مانندش، پر از شور حماسی و وفا و صفا و ایمان خالص در عصر روز عاشورا ظاهرا به پایان آمد، اما مأموریت حضرت سجاد(ع) و حضرت زینب کبری(س) از آن زمان آغاز شد.

امام چهارم بدون آنکه نیازی به نیروی کار بردگان داشته باشند، آنها را می خریدند و آزاد می کردند و برخی گفته اند: امام چهارم(ع) هزار برده را در راه خدا آزاد کرد. بردگانی که از این موضوع اطلاع داشتند، همواره خود را در معرض دید امام سجاد(علیه السلام) قرار می دادند تا شاید حضرت، آنان را خریداری و آزاد کنند و آن بزرگوار، هر ماه و هر روز به آزاد کردن بردگان خویش می پرداختند. آن حضرت با فقرا می نشستند، با آنان غذا می خوردند، از آنان دلجویی می کردند، به آنان لطف داشتند و پناه آنان بودند، برای آنان کار می کردند و از آنان پذیرایی می نمودند، و درباره آنان به دیگران سفارش می کردند. تاریخ نویسان اقرار دارند که امام سجاد(ع)، دوست داشتند فقیران، یتیمان و بینوایان سر سفره اشان باشند و با آنها بنشینند، غذا برای آنها آماده کنند و حتی غذا در دهن آنان بگذارند.

امام(علیه السلام) برای آگاهی مردم، اسلوب دعا را به کار بردند، به طوری که دعاهای آن حضرت، رویدادهای عصر ایشان را تفسیر می کند. صحیفه سجّادیّه که به زبور آل محمّد(ص) مشهور است، اثر بی نظیری است که در جهان اسلام، جز قرآن کریم و نهج البلاغه، کتابی به این عظمت و ارزش، پدید نیامده که پیوسته مورد توجه بزرگان و علما و مصنّفان باشد. از دیگر آثار ارزنده به جا مانده از امام سجّاد(علیه السلام)، مجموعه ای تربیتی و اخلاقی است به نام رساله حقوق که امام(علیه السلام) در آن، وظایف گوناگون انسان را در برابر خدا و خود و دیگران، با بیانی شیوا و گویا بیان کرده اند. مجموعه حقوقی که در این رساله ذکر شده جمعا 51 حقّ می باشد.

اینها گوشه ای از فضایل و ارزش های واقعی امام زین العابدین(ع) است که دشمن را بر سر کینه و انتقام می آورد. چنانکه نوشته اند: در 12 محرم سال 95 هجری قمری حضرت سید الساجدین(ع) به دست ولید بن عبدالملک به شهادت رسیدند و امروز مرقد شریف آن حضرت در قبرستان بقیع، مظلومانه و غریبانه مأمن و زیارتگاه عاشقان و ارادتمندان خاندان رسول خدا(ص) است.

 

نظر شما درباره اين خبر

 

 
 
نام فرستنده
پست الكترونيك  
نظر شما
 
 

همایشها

 

سی و دومین گردهمایی و نخستین کنگره بین المللی تخصصی علوم زمین

 

 

Copyright © 2005 Buali Sina University. All rights reserved