لینک های مفید

 

 

 

 

  تعداد بازدید :10174379  

.:: به وب سايت دانشگاه بوعلي سينا خوش آمديد. ::.

شرح خبر

 

23/03/1392

سالروز ولادت حضرت ابوالفضل(ع) و روز جانباز مبارک باد

پرورش در آغوش امامت و دامان عصمت، شالوده ‏اى پاك و مبارك براى ايام نوجوانى و جوانى حضرت عباس(ع) فراهم كرد تا در آينده نخل بلندقامت استقامت و سنگربان حماسه و مردانگی باشند.

در سال 26 هجري قمري، حضرت عباس(ع) پايه عرصه گيتي نهادند. مادر گراميشان فاطمه(س)، دخت حزام بن خالد بن ربيعه بن عامر كلبي و كنيه اش(ام البنين) بود. چند سال پس از شهادت حضرت فاطمه(س) بود كه اميرالمؤمنين(ع) از برادرش عقيل، كه به اصل و نسب قبايل آگاه بود، درخواست كرد زني را از دودماني شجاع براي ایشان خواستگاري كند و عقيل، فاطمه كلابيه(ام البنين) را براي آن حضرت خواستگاري كرد و ازدواج صورت گرفت. اميرالمومنين(ع) از اين بانوي گرامي، صاحب چهار پسر به نام هاي عباس، عثمان، جعفر و عبدالله شدند. حضرت عباس(ع) از برادران ديگرشان بزرگتر بودند و هر چهار برادر به امام خويش، امام حسين(ع) وفادار بودند و در روز عاشورا در راه آن امام، جان خود را نثار كردند. ارادت قلبي حضرت ام البنين(س) به خاندان پيامبر(ص) آن قدر بود كه امام حسين(ع) را از فرزندان خود بيشتر دوست مي داشتند؛ به طوري كه وقتي به اين بانوي گرامي خبر شهادت چهار فرزندش را دادند، فرمودند: مرا از حال حسين(ع) باخبر سازيد و چون خبر شهادت امام حسين(ع) به ایشان داده شد، فرمودند: رگ هاي قلبم گسسته شد، اولادم و هر چه زير اين آسمان كبود است، فداي امام حسين(ع)

در روزهاى كودكى حضرت عباس(ع)، پدر گرانقدرشان چون آيينه معرفت، ايمان، دانايى و كمال در مقابل ایشان قرار داشتند و گفتار الهى و رفتار آسمانى‏اشان بر ایشان تأثير مى‏نهاد. ایشان از دانش و بينش امام على(ع) بهره مى‏بردند. حضرت درباره تكامل و پويايى فرزندشان فرمودند: ان ولدى العباس زق العلم زقا: همانا فرزندم عباس در كودكى علم آموخت و به سان نوزاد كبوتر، كه از مادرش آب و غذا مى‏گيرد، از من معارف فرا گرفت. در آغازين روزهايى كه الفاظ بر زبان ایشان جارى شد، امام(ع) به فرزندشان فرمودند: بگو يك. حضرت عباس(ع) گفتند: يك، حضرت ادامه دادند: بگو دو، حضرت عباس(ع) خوددارى كردند و گفتند: شرم مى‏كنم با زبانى كه خدا را به يگانگى خوانده ‏ام، دو بگويم. فرزند پاكدل امام على(ع) در مدت 14 سال و چهل و هفت روز، كه با پدر زيست، هميشه در حرب و محراب و غربت و وطن در كنار ایشان حضور داشتند. در ايام دشوار خلافت، لحظه ‏اى از ایشان جدا نشدند و آن گاه كه در سال‏37 هجرى قمرى جنگ صفين پيش آمد، با آن كه حدود دوازده سال داشتند، حماسه‏اى جاويد آفريدند. پرورش در آغوش امامت و دامان عصمت، شالوده ‏اى پاك و مبارك براى ايام نوجوانى و جوانى حضرت عباس(ع) فراهم كرد تا در آينده نخل بلند قامت استقامت و سنگربان حماسه و مردانگى باشند. گاه كه عامام لى(ع) با نگاه بصيرت‏ آميز خود آينده حضرت عباس(ع) را نظاره مى‏كردند، با لبختدى رضايت ‏آميز، سرشك غم از ديدگان جارى مى‏كردند و چون همسر مهربانشان از علت گريه مى‏پرسيدند، مى‏فرمودند: دستان عباس در راه يارى حسين(ع) قطع خواهد شد. آن گاه از مقام و عظمت پور دلبندشان نزد خداوند چنين خبر مى‏دادند: پروردگار متعال دو بال به او خواهد داد تا به سان عمويش جعفر بن ‏ابى‏طالب در بهشت پرواز كند.

حضرت عباس(ع) در خانه اي زاده شدند كه جايگاه دانش و حكمت بود. آن جناب از محضر اميرمؤمنان(ع) و امام حسن(ع) و امام حسين(ع) كسب فيض كردند و از مقام والاي علمي برخوردار شدند. لذا از خاندان عصمت(ع) در مورد حضرت عباس(ع) نقل شده است كه فرموده اند: زق العلم زقا: يعني همان طور كه پرنده به جوجه خود مستقيما غذا مي دهد، اهل بيت(علیهم السلام) نيز مستقيما به آن حضرت علوم و اسرار را آموختند. علامه محقق، شيخ عبدالله ممقاني، در كتاب نفيس تنقيح المقال، در مورد مقام علمي و معنوي ايشان گفته است: آن جناب از فرزندان فقيه و دانشمندان ائمه(علیهم السلام) و شخصيتي عادل، مورد اعتماد، با تقوا و پاك بودند. اگر بخواهيم مقام و منزلت حضرت عباس(ع) را از ديدگاه امامان معصوم(علیهم السلام) دريابيم، كافي است به سخنان آن بزرگواران درباره حضرت عباس(ع) توجه كنيم. در شب عاشورا، وقتي دشمن در مقابل كاروان امام حسين(ع) حاضر شد و در رأس آنها عمربن سعد شروع به داد و فرياد كرد، امام حسين(ع) به حضرت عباس(ع) فرمود:‌ برادر جان، جانم به فدايت، سوار مركب شو و نزد اين قوم برو و از ايشان سؤال كن كه به چه منظور آمده اند و چه مي خواهند. در اين ماجرا دو نكته مهم وجود دارد، يكي آنكه امام به حضرت عباس مي فرمايند: من فدايت شوم. اين عبارت دلالت بر عظمت شخصيت عباس(ع) دارد، زيرا امام معصوم العياذ بالله سخني بي مورد و گزاف نمي گويد و نكته دوم آنكه، حضرت به عنوان نماينده خود، حضرت عباس(ع) را به اردوي دشمن مي فرستند.

روز عاشورا هنگامي كه حضرت عباس(ع) از اسب بر روي زمين افتادند، امام حسين(ع) فرمودند:‌ الان انكسر ظهري و قلت حياتي، يعني: اكنون پشتم شكست و چاره ام كم شد. اين جمله بيانگر اهميت حضرت عباس(ع) و نقش ایشان در پشتيباني از امام حسين(ع) است. امام زمان(عج)، در قسمتي از زيارتنامه اي كه براي شهداي كربلا ايراد كردند، حضرت عباس(ع) را چنين مورد خطاب قرار مي دهند: السلام علي ابي الفضل العباس بن اميرالمؤمنين المواسي اخاه بنفسه، الاخذ لغده من امسه، الفادي له، الوافي الساعي اليه بمائه، المقطوعه يداه لعن الله قاتله يزيد بن الرقاد الجهني و حكيم بن طفيل الطائي. امام زين العابدين(ع) به عبيدالله بن عباس بن علي بن ابي طالب(ع) نظر افكندند و اشكشان جاري شد. سپس فرمودند:‌ هيچ روزي بر رسول خدا(ص) سخت تر از روز جنگ احد نبود، زيرا در آن روز عموي پيامبر(ص)، شير خدا و رسولش حمزه بن عبدالمطلب كشته شد و بعد از آن روز بر پيامبر(ص) هيچ روزي سخت از روز جنگ موته نبود، زيرا در آن روز پسر عموي پيامبر جعفر بن ابي طالب كشته شد. سپس امام زين العابدين(ع) فرمودند: هيچ روزي همچون روز مصيبت حضرت امام حسين(ع) نيست كه سي هزار تن در مقابل امام حسين(ع) ايستادند و مي پنداشتند كه از امت اسلام هستند ... و كار را تا آنجا كشاندند كه آن حضرت را از روي ظلم وجور و دشمني به شهادت رساندند. آن گاه امام زين العابدين(ع) فرمودند:‌ خداوند حضرت عباس(ع) را رحمت كند كه به حق ايثار كرد و امتحان شد و جان خود را فداي برادرش كرد تا آن كه دو دستش قطع شد. لذا خداوند عزوجل در عوض،‌ دو بال به او عطا كرد تا همراه ملائكه در بهشت پرواز كند، همان طور كه به جعفر بن ابي طالب(ع) هم دو بال عطا فرمود و به تحقيق، حضرت عباس(ع) نزد پروردگار مقام و منزلتي دارد كه روز قيامت همه شهدا به آن مقام و منزلت غبطه مي خورند.

با توجه به رواياتي كه در شأن حضرت عباس(ع) از ائمه(عليهم السلام) رسيده و در آن به ايثار و فداكاري در راه امام خويش تصريح شده است، به روشني، فضيلت و مقام آن بزرگوار آشكار مي شود. حضرت عباس(ع) فرزند كسي است كه آيه (و من الناس يشري نفسه ابتغاء مرضات الله، بقره-207) در شأنش نازل شد و از سلاله دودماني است كه اسوه ايثار و از خودگذشتگي بودند و سوره هل اتي، در شأن ايثار ايشان نازل شده است. فداكاري، ايثار و جانبازي در اسلام و مكتب اهل بيت(عليهم السلام) از جايگاه ويژه اي برخوردار است؛ به طوري كه اميرمؤمنان در جايي ايثار را برترين فضيلت اخلاقي مي دانند. در جايي ديگر، امام علي(ع) ايثار را بالاترين عبادت معرفي مي نمايد و در روايتي ديگر غايت و هدف تمام مكارم اخلاقي را ايثار و از خودگذشتگي مي دانند. امام علي(ع) در قسمتي از نامه خود به حارث همداني مي فرمايند: بدان كه برترين مؤمنان كسي است كه در گذشتن از جان و خانواده و مال خويش از ديگر مؤمنان برتر باشد. حال در اينجا اين سؤال مطرح مي شود كه، مگر ساير شهيدان از جان خود نگذشتند، پس چه چيزي حضرت عباس(ع) را از ساير شهيدان متمايز مي سازد؟ جواب اين است كه معرفت حضرت عباس(ع) از همه شهيدان والاتر و اطاعتشان از امام خويش، كاملتر بود. بر اساس ديدگاه اسلام و مكتب اهل بيت(ع) آنچه اعمال نيك را از يكديگر متمايز مي سازد و ارزش اعمال را متفاوت مي كند، همان معرفت و بينش و نيت شخص است و كلام پيامبر اسلام(ص) كه فرمودند (ضربه علي يوم الخندق افضل من عباده الثقلين) شايد ناظر به اين معنا باشد.

 

نظر شما درباره اين خبر

 

 
 
نام فرستنده
پست الكترونيك  
نظر شما
 
 

همایشها

 

سی و دومین گردهمایی و نخستین کنگره بین المللی تخصصی علوم زمین

 

 

Copyright © 2005 Buali Sina University. All rights reserved