لینک های مفید

 

 

 

 

  تعداد بازدید :10174378  

.:: به وب سايت دانشگاه بوعلي سينا خوش آمديد. ::.

شرح خبر

 

19/03/1392

100 محور اساسی سبک زندگی حضرت محمد(ص)

ضمن عرض تبریک به مناسبت عید سعید مبعث و برانگیخته شدن پیامبر رحمت(ص)، آنچه در پي مي‌آيد بيان 100 خصلت از خصوصيات رفتاري پيامبر اکرم(ص) است که بازگوکننده بخشي از سلوک فردي و اجتماعي و سبک زندگي آن حضرت مي‌باشد.

بي‌شک تأسي به سيره و سنت آن حضرت براساس آيه‌‌کريمه و لکم في رسول‌الله اسوه حسنه و از جمله آنچه در ادامه اين مطلب به آن اشاره شده، راهگشاي مشکلات و مسائل مبتلا به جامعه مسلمانان خواهد بود.

1-هنگام راه رفتن با آرامي و وقار راه مي رفتند.

2-در راه رفتن قدم ها را بر زمين نمي کشيدند.

3-نگاهشان پيوسته به زير افتاده و بر زمين دوخته بود.

4-هرکه را مي ديدند، مبادرت به سلام مي کردند و کسي در سلام بر ایشان سبقت نگرفت.

5-وقتي با کسي دست مي دادند، دست خود را به زور از دست او بيرون نمي کشيدند.

6-با مردم چنان معاشرت مي کردند که هرکس گمان مي کرد عزيزترين فرد نزد آن حضرت است.

7-هرگاه به کسي مي نگريستند، به روش ارباب دولت با گوشه چشم نظر نمي کردند.

8-هرگز به روي مردم چشم نمي دوختند و خيره نگاه نمي کردند.

9-چون اشاره مي کردند، با دست اشاره مي کردند نه با چشم و ابرو.

10-سکوتي طولاني داشتند و تا نياز نمي شد لب به سخن نمي گشودند.

11-هرگاه با کسي، هم صحبت مي شدند، به سخنان او خوب گوش فرا مي دادند.

12-چون با کسي سخن مي گفتند، کاملا برمي گشتند و رو به او مي نشستند.

13-با هرکه مي نشستند، تا او اراده برخاستن نمي کرد آن حضرت برنمي خاستند.

14-در مجلسي نمي نشستند و برنمي خاستند مگر با ياد خدا.

15-هنگام ورود به مجلسي در آخر و نزديک درب مي نشستند نه در صدر آن.

16-در مجلس جاي خاصي را به خود اختصاص نمي دادند و از آن نهي مي کردند.

17-هرگز در حضور مردم تکيه نمي زدند.

18-اکثر نشستن آن حضرت رو به قبله بود.

19-اگر در محضر ایشان چيزي رخ مي داد که ناپسندشان بود ناديده مي گرفتند.

20-اگر از کسي خطايي صادر مي گشت آن را نقل نمي کردند.

21-کسي را بر لغزش و خطاي در سخن مواخذه نمي کردند.

22-هرگز با کسي جدل و منازعه نمي کردند.

23-هرگز سخن کسي را قطع نمي کردند مگر آنکه حرف لغو و باطل بگويد.

24-پاسخ به سؤالي را چند مرتبه تکرار مي کردند تا جوابش بر شنونده مشتبه نشود.

25-چون سخن ناصواب از کسي مي شنيدند، نمي فرمودند: چرا فلاني چنين گفت، بلکه مي فرمودند: بعضي مردم را چه مي شود که چنين مي گويند؟

26-با فقرا زياد نشست و برخاست مي کردند و با آنان هم غذا مي شدند.

27-دعوت بندگان و غلامان را مي پذيرفتند.

28-هديه را قبول مي کردند اگرچه به اندازه يک جرعه شير بودند.

29-بيش از همه صله رحم به جا مي آوردند.

30-به خويشاوندان خود احسان مي کردند بي آنکه آنان را بر ديگران برتري دهدند.

31-کار نيک را تحسين و تشويق مي فرمودند و کار بد را تقبيح مي نمودند و از آن نهي مي کردند.

32-آنچه موجب صلاح دين و دنياي مردم بود به آنان مي فرمودند و مکرر مي‌گفتند هرآنچه حاضران از من مي شنوند به غايبان برسانند.

33-هرکه عذر مي آورد عذر او را قبول مي کردند.

34-هرگز کسي را حقير نمي شمردند.

35-هرگز کسي را دشنام ندادند و يا به لقب هاي بد نخواندند.

36-هرگز کسي از اطرافيان و بستگان خود را نفرين نکردند.

37-هرگز عيب مردم را جستجو نمي کردند.

38-از شر مردم برحذر بودند ولي از آنان کناره نمي گرفتند و با همه خوشخو بودند.

39-هرگز مذمت مردم را نمي کردند و بسيار مدح آنان نمي گفتند.

40-بر جسارت ديگران صبر مي فرمودند و بدي را به نيکي جزا مي دادند.

41-از بيماران عيادت مي کردند اگرچه دور افتاده ترين نقطه مدينه بود.

42-سراغ اصحاب خود را مي گرفتند و همواره جوياي حال آنان مي شدند.

43-اصحاب را به بهترين نام هايشان صدا مي زدند.

44-با اصحابشان در کارها بسيار مشورت مي کردند و بر آن تأکيد مي فرمودند.

45-در جمع يارانشان دايره وار مي نشستند و اگر غريبه اي بر آنان وارد مي شد نمي توانست تشخيص دهد که پيامبر(ص) کداميک از ايشان است.

46-ميان يارانش انس و الفت برقرار مي کردند.

47-وفادارترين مردم به عهد و پيمان بودند.

48-هرگاه چيزي به فقير مي بخشيند، به دست خودش مي دادند و به کسي حواله نمي کردند.

49-اگر در حال نماز بودند و کسي پيش ایشان مي آمد نمازش را کوتاه مي کردند.

50-اگر در حال نماز بودند و کودکي گريه مي کرد نمازشان را کوتاه مي کردند.

51-عزيزترين افراد نزد ایشان کسي بود که خيرش بيشتر به ديگران مي رسيد.

52-احدي از محضر ایشان نا اميد نبود و مي فرمودند: برسانيد به من حاجت کسي را که نمي تواند حاجتش را به من برساند.

53-هرگاه کسي از ایشان حاجتي مي خواست اگر مقدور بود روا مي فرمودند و گرنه با سخني خوش و با وعده اي نيکو او را راضي مي کردند.

54-هرگز جواب رد به درخواست کسي ندادند مگر آنکه براي معصيت باشد.

55-پيران را بسيار اکرام مي کردند و با کودکان بسيار مهربان بودند.

56-غريبان را خيلي مراعات مي کردند.

57-با نيکي به شروران، دل آنان را به دست مي آوردند و مجذوب خود مي کردند.

58-همواره متبسم بودند و در عين حال خوف زيادي از خدا بردل داشتند.

59-چون شاد مي شدند چشم ها را بر هم مي گذاشتند و خيلي اظهار فرح نمي کردند.

60-اکثر خنديدن آن حضرت تبسم بود و صدايشان به خنده بلند نمي شد.

61-مزاح مي کردند اما به بهانه مزاح و خنداندن، حرف لغو و باطل نمي زدند.

62-نام بد را تغيير مي دادند و به جاي آن نام نيک مي گذاشتند.

63-بردباري اشان همواره بر خشم ایشان سبقت مي گرفت.

64-از براي فوت دنيا ناراحت نمي شدند و يا به خشم نمي آمدند.

65-از براي خدا آنچنان به خشم مي آمدند که ديگر کسي ایشان را نمي شناخت.

66-هرگز براي خودشان انتقام نگرفتند، مگر آنکه حريم حق شکسته شود.

67-هيچ خصلتي نزد آن حضرت منفورتر از دروغگويي نبود.

68-در حال خشنودي و نا خشنودي جز ياد حق بر زبان نداشتند.

69-هرگز درهم و ديناري نزد خودشان پس انداز نکردند.

70-در خوراک و پوشاک چيزي زيادتر از خدمتکارانشان نداشتند.

71-روي خاک مي نشستند و روي خاک غذا مي خوردند.

72-روي زمين مي خوابيدند.

73-کفش و لباس را خودشان وصله مي کردند.

74-با دست خودشان شير مي دوشيدند و پاي شترشان را خودشان مي بستند.

75-هر مرکبي برايشان مهيا بود سوار مي شدند و برايشان فرقي نمي کردند.

76-هرجا مي رفتند عبايي که داشتند به عنوان زيرانداز خودشان استفاده مي کردند.

77-اکثر جامه هاي آن حضرت سفيد بود.

78-چون جامه نو مي پوشيد جامه قبلي خود را به فقيري مي بخشيد.

79-جامه فاخري که داشتند، مخصوص روز جمعه بود.

80-در هنگام کفش و لباس پوشيدن هميشه از سمت راست آغاز مي کردند.

81-ژوليده مو بودن را کراهت مي دانستند.

82-هميشه خوشبو بودند و بيشترين مخارج آن حضرت براي خريدن عطر بود.

83-هميشه با وضو بودند و هنگام وضو گرفتن مسواک مي زدند.

84-نور چشم ایشان در نماز بود و آسايش و آرامش خودشان را در نماز مي يافتند.

85-ايام سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم هرماه را روزه مي داشتند.

86-هرگز نعمتي را مذمت نکردند.

87-اندک نعمت خداوند را بزرگ مي شمردند.

88-هرگز از غذايي تعريف نکردند يا از غذايي بد نگفتند.

89-موقع غذا هرچه حاضر مي کردند ميل مي فرمودند.

90-در سر سفره از جلوي خودشان غذا تناول مي فرمودند.

91-بر سر غذا از همه زودتر حاضر مي شدند و از همه ديرتر دست مي کشيدند.

92-تا گرسنه نمي شدند غذا ميل نمي کردند و قبل از سير شدن منصرف مي شدند.

93-معده اشان هيچ گاه دو غذا را در خود جمع نکرد.

94-در غذا هرگز آروغ نزدند.

95-تا آنجا که امکان داشت تنها غذا نمي خوردند.

96-بعد از غذا دستها را مي شستند و روي خود مي کشيدند.

97-وقت آشاميدن سه جرعه آب مي نوشيدند؛ اول آنها بسم الله و آخر آنها الحمدلله.

98-از دوشيزگان پرده نشين با حياتر بودند.

99-چون مي خواستند به منزل وارد شوند، سه بار اجازه مي خواستند.

100-اوقات داخل منزل را به سه بخش تقسيم مي کردند: بخشي براي خدا، بخشي براي خانواده و بخشي براي خودشان بود و وقت خودشان را نيز با مردم قسمت مي کردند.

منابع: کتاب منتهي الآمال محدث قمي و کتاب مکارم الاخلاق طبرسي به نقل از:سايت شفقنا

 

نظر شما درباره اين خبر

 

 
 
نام فرستنده
پست الكترونيك  
نظر شما
 
 

همایشها

 

سی و دومین گردهمایی و نخستین کنگره بین المللی تخصصی علوم زمین

 

 

Copyright © 2005 Buali Sina University. All rights reserved