لینک های مفید

 

 

 

 

  تعداد بازدید :10190764  

.:: به وب سايت دانشگاه بوعلي سينا خوش آمديد. ::.

شرح خبر

 

15/03/1392

سالروز شهادت باب الحوائج حضرت امام کاظم(ع) تسلیت باد

امام هفتم(ع) با جمع روايات و احاديث و احكام و احياي سنن پدر گرامي و تعليم و ارشاد شيعيان، اسلام راستين را كه با تعاليم و مجاهدات پدرشان امام جعفر بن محمد(ع) نظم و استحكام يافته بود، حفظ و تقويت كردند و عليرغم موانع بسيار در راه انجام وظايف الهي تا آنجا پايداري كردند كه جان خود را فدا ساختند.

ابوالحسن حضرت امام موسي بن جعفر(ع)، امام هفتم از ائمه اثني عشر(علیهم السلام) و نهمين معصوم از چهارده معصوم(علیهم السلام) هستند که تولد آن حضرت در ابواء(محلي ميان مكه و مدينه) به روز يكشنبه هفتم صفر سال 128 يا 129 ق واقع شد. به جهت كثرت زهد و عبادتشان معروف به(العبد الصالح) و به جهت علم و فرو خوردن خشم و صبر بر مشقات و آلام زمانه مشهور به(الكاظم) گرديدند. آن حضرت به كنيه هاي ابوابراهيم و ابو علي نيز معروف بوده اند. مادر آن حضرت، حميده كنيزي از اهل مغرب يا اندلس(اسپانيا) بوده است و نام پدر حميده را صاعد مغربي(بربري) گفته اند. امام موسي الكاظم(ع) هنوز كودك بودند كه فقهاي مشهور مثل ابوحنيفه از ایشان مسأله مي پرسيدند و كسب علم مي كردند. بعد از رحلت پدر بزرگوارشان امام صادق(ع)(148 ق)، در بيست سالگي به امامت رسيدند و 35 سال رهبري و ولايت شيعيان را برعهده داشتند.

جلالت قدر و علو شأن و مكارم اخلاق و دانش وسيع امام موسي كاظم(ع) به قدري بارز و روشن بود كه اكثريت شيعه پس از شهادت امام صادق(ع) به امامت ایشان گرويدند و علاوه بر اين بسياري از شيوخ و خواص اصحاب حضرت صادق(ع) مانند مفضل ابن عمر جعفي و معاذين كثير و صغوان جمال و يعقوب سراج نص صريح امامت حضرت امام موسي الكاظم(ع) را از امام صادق(ع) روايت كردند و بدين ترتيب امامت ايشان در نظر اكثريت شيعه مسجل گرديد. ایشان در علم و تواضع و مكارم اخلاق و كثرت صدقات و سخاوت و بخشندگي ضرب المثل بودند. بدان و بدانديشان را با عفو و احسان بيكران خويش تربيت مي فرمودند. شب ها به طور ناشناس در كوچه هاي مدينه مي گشتند و به مستمندان كمك مي كردند. مبلغ دويست، سيصد و چهارصد دينار در كيسه ها مي گذاشتند و در مدينه ميان نيازمندان قسمت مي كردند. صرار(كيسه ها) امام موسي بن جعفر(ع) در مدينه معروف بود و اگر به كسي صره اي مي رسيد، بي نياز مي گشت، معذلك در اطاقي كه نماز مي گذاردند که جز بوريا و مصحف و شمشير چيزي نبود.

مهدي خليفه عباسي امام را در بغداد بازداشت كرد اما بر اثر خوابي كه ديد و نيز تحت تأثير شخصيت امام از ایشان عذرخواهي كرد و به مدينه بازگرداندشان. زمخشري در(ربيع الابرار) آورده است كه هارون فرزند مهدي در يكي از ملاقات ها به امام پيشنهاد نمود فدك را تحويل بگيرند و حضرت نپذيرفتند. وقتي اصرار زياد كرد، فرمودند: مي پذيرم به شرط آن كه تمام آن ملك را با حدودي كه تعيين مي كنم به من واگذاري. هارون گفت: حدود آن چيست؟ امام فرمودند: يك حد آن به عدن است، حد ديگرش به سمرقند و حد سومش به افريقيه(آفريقا) و حد چهارمش كناره درياي خزر است. هارون از شنيدن اين سخن، سخت برآشفت و گفت: پس براي ما چه چيز باقي مي ماند؟ امام فرمودند: مي دانستم اگر حدود فدك را تعيين كنم آن را به ما مسترد نخواهي كرد(يعني خلافت و اداره سراسر كشور اسلام حق من است) از آن روز هارون كمر به قتل موسي بن جعفر(ع) بست. در سفر هارون به مدينه هنگام زيارت قبر رسول الله(ص) در حضور سران قريش و روساي قبايل و علما و قضات بلاد اسلام گفت: السلام عليك يا رسول الله، السلام عليك يا بن عم و اين را از روي فخر فروشي به ديگران گفت. امام كاظم(ع) حاضر بودند و فرمودند: السلام عليك يا رسول الله، السلام عليك يا ابت(يعني سلام بر تو اي پدر من)مي گويند هارون دگرگون شد و خشم از چهره اش نمودار گرديد. درباره حبس امام موسي بن جعفر(ع) به دست هارون الرشيد، شيخ مفيد در ارشاد روايت مي كند كه علت گرفتاري و زنداني شدن امام(ع)، يحيي بن خالد بن بر مك بوده است. زيرا هارون فرزند خود امين را به يكي از مقربان خود به امام جعفربن محمد ابن اشعث كه مدتي هم والي خراسان بوده است، سپرده بود و يحيي بن خالد بيم آن را داشت كه اگر خلافت به امين برسد، جعفربن محمد را همه كاره دستگاه خلافت سازد و يحيي و برمكيان از مقام خود بيفتند. جعفر بن محمد بن اشعث شيعه بود و قايل به امامت موسي کاظم(ع) و يحيي اين معني را به هارون اعلام مي داشت. سرانجام يحيي پسر برادر امام را به نام علي بن اسماعيل بن جعفر از مدينه خواست تا به وسيله او از امام و جعفر نزد هارون بدگويي كند.

گويند امام هنگام حركت علي بن اسماعيل از مدينه او را احضار كرد و از او خواست كه از اين سفر منصرف شود و اگر ناچار مي خواهد برود از ایشان سعايت نكند. علي قبول نكرد و نزد يحيي رفت و به وسيله او پيش هارون بار يافت و گفت از شرق و غرب ممالك اسلامي مال به او مي دهند تا آنجا كه ملكي را توانست به هزار دينار بخرد. هارون در آن سال به حج رفت. هارون در قبر حضرت رسول(ص) گفت: يا رسول الله از تو پوزش مي خواهم كه مي خواهم موسي بن جعفر(ع) را به زندان افكنم، زيرا او مي خواهد امت ترا برهم زند و خونشان بريزد. آن گاه دستور داد تا امام را از مسجد بيرون بردند و ایشان را پوشيده به بصره نزد والي آن عيسي بن جعفربن منصور بردند.

عيسي پس از مدتي نامه اي به هارون نوشت وگفت كه موسي بن جعفر(ع) در زندان جز عبادت ونماز كاري ندارد، يا كسي بفرست كه ایشان را تحويل بگيرد يا من ایشان را آزاد خواهم كرد. هارون امام(ع) را به بغداد آورد و به فضل بن ربيع سپرد و پس از مدتي از او خواست كه امام(ع) را آزاري برساند، اما فضل نپذيرفت و هارون ایشان را به فضل بن يحيي بن خالد برمكي سپرد. چون امام(ع) در خانه فضل نيز به نماز و روزه و قرائت قرآن اشتغال داشت، فضل بر ایشان تنگ نگرفت و هارون از شنيدن اين خبر در خشم شد و آخر الامر يحيي امام(ع) را به سندي بن شاهك سپرد و سندي آن حضرت را در زندان مسموم كرد و چون آن حضرت از سم شهید شدند، سندي پیکر پاک آن حضرت را به فقها و اعيان بغداد نشان داد كه ببيند در بدن ایشان، اثر زخم يا خفگي نيست. بعد ایشان را در باب التبن در موضعي به نام مقابر قريش دفن كردند. تاريخ وفات آن حضرت را جمعه هفتم صفر يا پنجم يا بيست و پنجم رجب سال 183 ق در 55 سالگي گفته اند. امام هفتم(ع) با جمع روايات و احاديث و احكام و احياي سنن پدر گرامي و تعليم و ارشاد شيعيان، اسلام راستين را كه با تعاليم و مجاهدات پدرشان امام جعفر بن محمد(ع) نظم و استحكام يافته بود، حفظ و تقويت كردند و عليرغم موانع بسيار در راه انجام وظايف الهي تا آنجا پايداري كردند كه جان خود را فدا ساختند.

سخنان برگزيده

-امام رضاعليه السلام: زيارت قبر پدرم، موسى بن جعفرعليه السلام، مانند زيارت قبر حسين‏عليه السلام است.

-روايت شده است: امام كاظم(ع) همواره از بيم خدا مى‏گريست، چندان كه محاسنش از اشك تر مى‏شد.

-امام كاظم ‏عليه السلام: سه چيز تباهى مى‏آورد: پيمان شكنى، رها كردن سنّت و جدا شدن از جماعت-امام كاظم ‏عليه السلام: كمك كردن تو به ناتوان، بهترين صدقه است.

-امام كاظم‏ عليه السلام: اگر به تعداد اهل بدر(مؤمن كامل) در ميان شما بود، قائم ما قيام مى‏كرد.

-امام كاظم‏ عليه السلام: كسى كه هر روز خود را ارزيابى نكند، از ما نيست.

-امام كاظم ‏عليه السلام: در هر چيزى كه چشمانت مى‏بيند، موعظه‏اى است.

-امام كاظم ‏عليه السلام: هر كس خشم خود را از مردم باز دارد، خداوند عذاب خود را در روز قيامت از او باز مى‏دارد.

-امام كاظم ‏عليه السلام: هر گاه سه نفر در خانه ‏اى بودند، دو نفرشان با هم نجوا نكنند؛ زيرا نجوا كردن، نفر سوم را ناراحت مى‏كند.

-امام كاظم‏ عليه السلام: مبادا از خرج كردن در راه طاعت خدا خوددارى كنى، و آن‏گاه دو برابرش را در معصيت خدا خرج كنى.

-امام كاظم ‏عليه السلام: مبادا حريم ميان خود و برادرت را(يكسره) از ميان ببرى؛ چيزى از آن باقى بگذار؛ زيرا از ميان رفتن آن، از ميان رفتن شرم و حيا است.

-امام كاظم ‏عليه السلام: خير برسان و سخن نيك بگو و سست رأى و فرمان‏برِ هر كس مباش.

-امام كاظم ‏عليه السلام: مصيبت براى شكيبا يكى است و براى ناشكيبا دوتا.

-امام كاظم‏ عليه السلام: شكيبايى در عافيت بزرگ‏تر است از شكيبايى در بلا

 

نظر شما درباره اين خبر

 

 
 
نام فرستنده
پست الكترونيك  
نظر شما
 
 

همایشها

 

سی و دومین گردهمایی و نخستین کنگره بین المللی تخصصی علوم زمین

 

 

Copyright © 2005 Buali Sina University. All rights reserved