لینک های مفید

 

 

 

 

  تعداد بازدید :10174208  

.:: به وب سايت دانشگاه بوعلي سينا خوش آمديد. ::.

شرح خبر

 

15/03/1392

سالروز قیام خونین 15 خرداد گرامی باد

قیام 15 خرداد، رهبری حرکت های مخالف رژیم را به مذهبی ها منتقل کرد، چهره مزدورانه شاه را که تا آن زمان تقصیرها را به گردن نخست وزیران می‌انداخت، افشا نمود و از آن پس طرد همه قدرت های بیگانه از ایران مورد توجه قرار گرفت و سرانجام نقطه آغاز نهضت بازگشت به خویشتن در کشور شد.

به دنبال نخست‏وزيري اسدالله علم در تير 1341 و سپس تلاش هاي دولت و حكومت براي اجراي طرح هاي موسوم به انقلاب سفيد شاه و ملت، علما و روحانيون با رهبري هاي آيت‏الله خميني(ره) مبارزه پيگير و دامنه‏داري را با رژيم پهلوي آغاز كردند. به دنبال برگزاري رفراندوم و نيز جديت حكومت براي اجرايي كردن اصلاحات موردنظر(از بهمن 1341) بحران ميان علما و روحانيون با دولت اسدالله علم، وارد مرحله جدي‏تري شد و بر اثر حمله نيروهاي نظامي و امنيتي به مدرسه فيضيه در 2 فروردين 1342 رويارويي طرفين متخاصم شدت و حدت بيشتري گرفت و به رغم سخت گيريهاي نخست‏وزير و شخص شاه مخالفان بيش از پيش بر ضد طرح هاي اصلاحي(موسوم به انقلاب سفيد) متشكل شدند و با آغاز ماه محرم(خرداد 1342) بر دامنه بحران افزوده شد.

بدين ترتيب برخلاف اعتقاد نخست‏وزير، روند مخالفت و مبارزه روحانيون و طرفداران آنها در ماه محرم شكل جدي‏تر و گسترده‏تري به خود گرفت و وعاظ و اهل منبر و... در تبعيت از نظريات رهبران روحاني در مراسم سوگواري امام حسين(ع)، عملكرد دولت علم را سخت به باد انتقاد و اعتراض گرفتند. در اين ميان شهرهاي قم و تهران، كانون اصلي كشمكش و تعارض روحانيون و طرفداران شان با دولت و رژيم پهلوي بود. بيشترين تدابير امنيتي و نظامي هم در اين دو شهر به مورد اجرا گذاشته شده بود. با اين شرايط به نظر مي‏رسيد كه جوّ سياسي – اجتماعي كشور آبستن حوادث ناگواري است. چرا كه همزمان با افزايش مخالفت روحانيون، دولت نيز براي برخورد خصمانه با آنان خود را به سرعت آماده مي‏كرد. تا جايي كه گذشته از تمهيدات و آمادگي هاي نظامي، سران رژيم بر حملات لفظي خود به روحانيون افزوده بودند. بالاخص شخص شاه و اسدالله علم نخست‏وزير طي مصاحبه‏ها و سخنراني‏هايشان روحانيون را به عنوان برهم زنندگان نظم مورد حمله و انتقاد قرار مي‏دادند. چنانكه شاه در 6 خرداد ماه 1342 طي سخنراني‏اش در كرمان با عباراتي تند و زننده، روحانيون را مورد عتاب قرار داد و آنان را با دزدان و غارتگران مقايسه كرده و به حيوانات نجس و ... تشبيه كرد.

حضرت آيت‏الله امام خميني به عنوان رهبر و پيشرو روحانيون مخالف رژيم كه احساس كرده بود با روند پيش آمده هيچ‏گونه راه مصالحه‏اي بين آنان و دولت وجود ندارد و برخورد طرفين را حتمي مي‏دانست، در 13 خرداد 1342 در پاسخ به سخنراني زننده و توهين‏آميز شاه او را مورد سرزنش قرار داد و خطاب به وي گفت: ... آقا من به شما نصيحت مي‏كنم. اي آقاي شاه، اي جناب شاه، من به تو نصيحت مي‎كنم. دست بردار از اين كارها، آقا اغفال دارند مي‏كنند تو را، من ميل ندارم كه يك روز اگر بخواهند تو بروي، همه شكر بكنند... آيا روحانيت اسلام، آيا روحانيون اسلام، اينها حيوان نجس هستند؟ در نظر ملت اينها حيوان نجس هستند كه تو مي‏گويي؟ اگر اينها حيوان نجس هستند، پس چرا اين ملت دست آنها را مي‏بوسند، دست حيوان نجس را مي‏بوسند...؟ آقا ما حيوان نجس هستيم...؟ خدا كند كه مرادت اين نباشد، خدا كند مرادت از اينكه مرتجعين سياه مثل حيوان نجس هستند و ملت بايد از آنها احتراز كند، مرادت علما نباشند، والا تكليف ما مشكل مي‏شود و تكليف تو مشكل مي‏شود، نمي‏تواني زندگي كني، ملت نمي‏گذارد زندگي كني، نكن اين كار را، نصيحت مرا بشنو... آقا نكن اين‏طور، بشنو از من، بشنو از روحانيون. اينها صلاح ملت را مي‏خواهند اينها صلاح مملكت را مي‏خواهند. ما مرتجع هستيم؟ احكام اسلام ارتجاع است؟ آن هم ارتجاع سياه است؟ تو انقلاب سياه، انقلاب سفيد درست كردي؟ شما انقلاب سفيد به پا كرديد؟ كدام انقلاب را كردي آقا؟ چرا مردم را اغفال مي‏كنيد؟ چرا نشر اكاذيب مي‏كنيد، چرا اغفال مي‏كني ملت را؟ والله اسراييل به درد تو نمي‏خورد. قرآن به درد تو مي‏خورد...

بدين ترتيب در شرايطي كه راه هرگونه مذاكره و يا گفت وگوي مسالمت‏آميز بسته شده بود، اسدالله علم دستور داد مراسم مذهبي و سوگواري را در شهرهاي قم و تهران مورد تهاجم قرار دهند. طي روزهاي 13 و 14 خرداد 1342 تعداد زيادي از وعاظ و روحانيون را دستگير كردند. به دنبال دستگيري اين افراد دامنه اعتراض و تظاهرات گسترش بيشتري يافت. در تهران دانشجويان دانشگاه تهران به صف معارضان پيوسته و در مخالفت با دولت علم و رژيم پهلوي با روحانيون همصدا شدند. روز چهاردهم خرداد، كه مصادف با 11 محرم 1383ق بود، در شهر تهران تظاهرات قابل توجهي برپا شد و شعارهايي به طرفداري از آيت‏الله خميني و موضع وي در قبال دولت علم سر داده شد. اسدالله علم نخست‏وزير احساس كرد كه براي جلوگيري از گسترش تظاهرات، تنها يك راه‏حل وجود دارد و آن هم دستگيري رهبر مخالفان است. بدين ترتيب به دستور نخست‏وزير در شب 15 خرداد 1342 كماندوها و ديگر نيروهاي انتظامي مناطق مختلف شهر قم را محاصره كرده و در صبحگاه همان روز حضرت آيت‏الله خميني را دستگير و به تهران بردند و در پادگان قصر زنداني ساختند.

خبر دستگيري امام خميني(ره) در مدتي اندك در سراسر شهر قم پخش شد و به دنبال آن گروه هاي عظيمي از مردم به خيابان ها ريخته و به دستگيري ايشان اعتراض كردند. بدين ترتيب قيام معروف 15 خرداد 1342 در شهر قم شكل گرفت. در تهران نيز بلافاصله پس از پخش خبر دستگيري حضرت آيت‏الله امام خميني اقشار مختلف مردم به خيابان ها هجوم آورده و شعارهايي له ايشان و بر ضد دولت سر دادند و برخي از مراكز دولتي نيز مورد تهاجم تظاهركنندگان قرار گرفت. بدين ترتيب تهران نيز در قيام ضد رژيم با شهر قم همگام شد. در چنين شرايطي بود كه علم تنها راه برخورد با بحران پيش آمده را در سركوب قهرآميز آن جست وجو كرد. شورش به حدي گسترده شده بود كه احساس مي‏شد هرگاه در اسرع وقت با آن مقابله نشود، مي‏تواند خطر سقوط رژيم را هم به دنبال داشته باشد. مأموران نظامی که در نقاط مرکزی و حساس شهرهای قم و تهران مستقر بودند، به روی تظاهر کنندگان آتش گشودند. مردم نیز با چوب‌ و سنگ به دفاع ازخود برخاستند. تظاهرات در آن روز و دو روز بعد نیز ادامه یافت و هزاران نفر از مردم کشته و مجروح شدند. فجیع‌ترین حادثه، قتل عام دهقانان کفن‌پوش ورامینی بود که در پشتیبانی از امام، راهی تهران شده بودند. مأموران نظامی در سر پل باقرآباد با آنها روبرو شده و با سلاح های سنگین آنها را قتل عام کردند.

علينقي عاليخاني درباره چگونگي برخورد اسدالله علم نخست‏وزير با تظاهركنندگان 15 خرداد 1342 مي‏نويسد: علم در روزهاي حساس قيام 15 خرداد فعاليت خستگي‏ناپذيري داشت و با مقام هاي انتظامي پيوسته در تماس بود و خود از كلانتري هاي مناطق حساس شهر سركشي مي‏كرد و به همه مسؤولان هشدار مي‏داد تا خود را براي رويارويي با آشوبي بزرگ آماده كنند. به اين سان هنگامي كه در بامداد روز 15 خرداد 1342(5 ژوئن 1963) تظاهرات در اطراف بازار تهران آغاز شد، علم آمادگي كامل داشت و به رئيس شهرباني وقت سپهبد نصيري تلفني دستور تيراندازي داد و در برابر ترديد نصيري يادآور شد كه اين دستور را به عنوان نخست‏وزير مي‏دهد و نامه مؤيد اين دستور را نيز بي‏درنگ براي او خواهد فرستاد. خود نيز پس از ساعتي به دفتر نصيري رفت و از نزديك شاهد وضع روز بود.

با دستگیرى رهبـر نهـضـت و كـشتار وحشیانه مـردم در روز 15 خـرداد 42، قیام ظاهرا سركوب شد. امـام خمـینى(ره) در حبـس از پاسخ گفتـن بـه سؤالات بازجـویان، با شهـامت و اعلام ایـنكه هـیـأت حاكمه در ایـران و قـوه قضائیه آن را غـیر قـانـونـى و فـاقـد صلاحـیت مـى داند، اجتـناب ورزیـد. در شامگاه 18 فـروردیـن سال 1343 بـدون اطلاع قـبـلى، امام خمینى(ره) آزاد و به قـم منتقل مـى شـود. بـه محض اطلاع مردم، شـادمـانى سراسر شهر را فرا مـى گیرد و جشن هاى باشكـوهى در مـدرسه فـیـضـیـه و شهـر بـه مـدت چـنـد روز بـر پا مـى شـود. اولیـن سالگـرد قـیام 15خـرداد در سال 1343 با صـدور بیانیه مـشتـرك امام خمـیـنـى(ره) و دیگر مراجع تقلید و بیانیه هاى جداگانه حـوزه هاى علمـیه گرامـى داشـتـه شـد و به عنـوان روز عزاى عمـومـى معرفـى شـد.

به طور کلی قیام 15 خرداد آثار عمده‌ای از خود برجای نهاد:

1-رهبری حرکت های مخالف رژیم را به مذهبی ها منتقل کرد و چپی‌ها را به حاشیه راند.

2-کشتار مردم در قیام 15 خرداد، چهره مزدورانه شاه را که تا آن زمان تقصیرها را به گردن نخست وزیران می‌انداخت، افشا نمود و انقلابیون پس از آن به راه های اصلاح طلبانه پشت کرده، سرنگونی نظام سلطنتی را خواستار شدند.

3-از آن پس طرد همه قدرت های بیگانه از ایران مورد توجه قرار گرفت و سرانجام قیام 15 خرداد و نقطه آغاز نهضت بازگشت به خویشتن در کشور شد. از آن پس انجمن‌های اسلامی در نقاط مختلف پدید آ‌مدند و جو غیراسلامی در دانشگاه ها و دیگر مجامع به آرامی شکسته شد.

 

نظر شما درباره اين خبر

 

 
 
نام فرستنده
پست الكترونيك  
نظر شما
 
 

همایشها

 

سی و دومین گردهمایی و نخستین کنگره بین المللی تخصصی علوم زمین

 

 

Copyright © 2005 Buali Sina University. All rights reserved