لینک های مفید

 

 

 

 

  تعداد بازدید :10246690  

.:: به وب سايت دانشگاه بوعلي سينا خوش آمديد. ::.

شرح خبر

 

30/02/1392

میلاد مسعود حضرت جوادالائمه(ع) و حضرت علی اصغر(ع) مبارک

حضرت جواد(ع) با عمر کوتاه خود و در دوره ای که فرقه های مختلف اسلامی و غيراسلامی رشد و نمو يافته بودند و دانشمندان بزرگی در اين دوران، زندگی مي کردند و علوم و فنون ساير ملت ها، پيشرفت نموده بود، با کمی سن، وارد بحث های علمی گرديدند و احکام اسلامی را مانند پدران و اجداد بزرگوارشان گسترش دادند.

امام نهم شيعيان حضرت جواد(ع ) در سال195هجری در مدينه ولادت يافتند. نام نامي اشان محمد معروف به جواد و تقی است. القاب ديگری مانند: رضی و متقی نيز داشته اند، ولی تقی از همه معروف تر مي باشد. مادر گرامي اشان سبيکه يا خيزران است که اين دو نام در تاريخ زندگی آن حضرت ثبت است. امام محمد تقی(ع ) هنگام شهادت پدر 8 ساله بودند. پس از شهادت جانگداز حضرت رضا(عليه السلام) در اواخر ماه صفر سال 203ه، مقام امامت به فرزند ارجمندشان حضرت جوادالأئمه(ع ) انتقال يافت. مأمون خليفه عباسی که همچون ساير خلفای بنی عباس از پيشرفت معنوی و نفوذ باطنی امامان معصوم(علیهم السلام) و گسترش فضايل آنها در بين مردم هراس داشت، سعی کرد ابن الرضا(ع) را تحت مراقبت خاص خويش قرار دهد. از اينجا بود که مأمون نخستين کاری که کرد، دختر خويش ام الفضل را به ازدواج حضرت امام جواد(ع ) درآورد، تا مراقبی دايمی و از درون خانه، بر امام گمارده باشد.

رنج های دايمی که امام جواد(ع ) از ناحيه اين مأمور خانگی برده است، در تاريخ معروف است. از روش هايی که مأمون در مورد حضرت رضا(ع ) به کار مي بست، تشکيل مجالس بحث و مناظره بود. مأمون و بعد معتصم عباسی مي خواستند از اين راه - به گمان باطل خود - امام(ع ) را در تنگنا قرار دهند. در مورد فرزندشان حضرت جواد(ع ) نيز چنين روشی را به کار بستند. به خصوص که در آغاز امامت، هنوز سنی از عمر بابرکت امام جواد(ع) نگذشته بود. مأمون نمي دانست که مقام ولايت و امامت که موهبتی است الهی، بستگی به کمی و زيادی سال های عمر ندارد. باری، حضرت جواد(ع ) با عمر کوتاه خود که همچون نوگل بهاران زودگذر بود، و در دوره ای که فرقه های مختلف اسلامی و غيراسلامی در ميدان رشد و نمو يافته بودند و دانشمندان بزرگی در اين دوران، زندگی مي کردند و علوم و فنون ساير ملت ها، پيشرفت نموده و کتاب های زيادی به زبان عربی ترجمه و در دسترس قرار گرفته بود، با کمی سن وارد بحث های علمی گرديدند و با سرمايه خدايی امامت که از سرچشمه الهام ربانی مايه گرفته بود، احکام اسلامی را مانند پدران و اجداد بزرگوارشان گسترش دادند و به تعليم و ارشاد پرداختند و به مسائل بسياری پاسخ گفتند.

برای نمونه، يکی از مناظره های(احتجاجات) حضرت امام محمد تقی(ع ) را در زير نقل مي کنيم: عياشی در تفسير خود از ذرقان که همنشين و دوست احمد بن ابی دؤاد بود، نقل مي کند که ذرقان گفت: روزی دوستش(ابن ابی دؤاد) از دربار معتصم عباسی برگشت و بسيار گرفته و پريشان حال به نظر رسيد. گفتم: چه شده است که امروز اين چنين ناراحتی؟ گفت: در حضور خليفه و ابوجعفر فرزند علی بن موسی الرضا(ع) جريانی پيش آمد که مايه شرمساری و خواری ما گرديد. گفتم: چگونه؟ گفت: سارقی را به حضور خليفه آورده بودند که سرقتش آشکار و دزد اقرار به دزدی کرده بود. خليفه طريقه اجرای حد و قصاص را پرسيد. عده ای از فقها حاضر بودند، خليفه دستور داد بقيه فقيهان را نيز حاضر کردند، و محمد بن علی الرضا(ع) را هم خواست. خليفه از ما پرسيد: حد اسلامی چگونه بايد جاری شود؟ من گفتم: از مچ دست بايد قطع گردد. خليفه گفت: به چه دليل؟ گفتم: به دليل آنکه دست شامل انگشتان و کف دست تا مچ دست است، و در قرآن کريم در آيه تيمم آمده است: فامسحوا بوجوهکم و ايديکم. بسياری از فقيهان حاضر در جلسه گفته مرا تصديق کردند. يک دسته از علماء گفتند: بايد دست را از مرفق بريد. خليفه پرسيد: به چه دليل؟ گفتند: به دليل آيه وضو که در قرآن کريم آمده است:... و ايديکم الی المرافق. و اين آيه نشان مي دهد که دست دزد را بايد از مرفق بريد. دسته ديگر گفتند: دست را از شانه بايد بريد، چون دست شامل تمام اين اجزاء مي شود.

و چون بحث و اختلاف پيش آمد، خليفه روی به حضرت ابوجعفر محمد بن علی(ع) کرد و گفت: يا اباجعفر، شما در اين مسأله چه مي گوييد؟ آن حضرت فرمودند: علمای شما در اين باره سخن گفتند. من را از بيان مطلب معذور بدار. خليفه گفت: به خدا سوگند که شما هم بايد نظر خود را بيان کنيد. حضرت جواد(ع) فرمودند: اکنون که من را سوگند مي دهی، پاسخ آن را مي گويم. اين مطالبی که علمای اهل سنت درباره حد دزدی بيان کردند، خطاست. حد صحيح اسلامی آن است که بايد انگشتان دست را غير از انگشت ابهام قطع کرد. خليفه پرسيد: چرا؟ امام(ع) فرمودند: زيرا رسول الله(ص ) فرموده است سجود بايد بر هفت عضو از بدن انجام شود: پيشانی، دو کف دست، دو سر زانو، دو انگشت ابهام پا، و اگر دست را از شانه يا مرفق يا مچ قطع کنند، برای سجده حق تعالی محلی باقی نمي ماند، و در قرآن کريم آمده است: و ان المساجد لله...: سجده گاه ها از آن خداست، پس کسی نبايد آنها را ببرد. معتصم از اين حکم الهی و منطقی بسيار مسرور شد، و آن را تصديق کرد و امر نمود انگشتان دزد را برابر حکم حضرت جواد(ع ) قطع کردند. ذرقان مي گويد: ابن ابی دؤاد سخت پريشان شده بود، که چرا نظر او در محضر خليفه رد شده است.

سه روز پس از اين جريان نزد معتصم رفت و گفت: يا اميرالمؤمنين، آمده ام تو را نصيحتی کنم و اين نصحيت را به شکرانه محبتی که نسبت به ما داری، مي گويم. معتصم گفت: بگو. ابن ابی دؤاد گفت: وقتی مجلسی از فقها و علما تشکيل مي دهی تا يک مسأله يا مسائلی را در آنجا مطرح کنی، همه بزرگان کشوری و لشکری حاضر هستند، حتی خادمان و دربانان و پاسبانان شاهد آن مجلس و گفتگوهايی که در حضور تو مي شود، هستند، و چون مي بينند که رأی علمای بزرگ تو در برابر رأی محمد بن علی الجواد(ع) ارزشی ندارد، کم کم مردم به آن حضرت توجه مي کنند و خلافت از خاندان تو به خانواده آل علی(ع) منتقل مي گردد، و پايه های قدرت و شوکت تو متزلزل مي گردد. اين بدگويی و اندرز غرض آلود در وجود معتصم کار کرد و از آن روز در صدد برآمد اين مشعل نورانی و اين سرچشمه دانش و فضيلت را خاموش سازد. اين روش را - قبل از معتصم - مأمون نيز در مورد حضرت جوادالأئمه(ع ) به کار مي برد، چنانکه در آغاز امامت امام نهم، مأمون دوباره دست به تشکيل مجالس مناظره زد و از جمله از يحيی بن اکثم که قاضی بزرگ دربار وی بود، خواست تا از امام(ع ) پرسش هايی کند، شايد بتواند از اين راه به موقعيت امام(ع ) ضربتی وارد کند. اما نشد، و امام(ع) از همه اين مناظرات سربلند درآمدند.

روزی از آنجا که يحيی بن اکثم به اشاره مأمون مي خواست پرسش های خود را مطرح سازد، مأمون نيز موافقت کرد، و امام جواد(ع ) و همه بزرگان و دانشمندان را در مجلس حاضر کرد. مأمون نسبت به حضرت امام محمد تقی(ع ) احترام بسيار کرد و آن گاه از يحيی خواست آنچه مي خواهد، بپرسد. يحيی که پيرمردی سالمند بود، پس از اجازه مأمون و حضرت جواد(ع ) گفت: اجازه مي فرمايی مسأله ای از فقه بپرسم؟ حضرت جواد(ع) فرمودند: آنچه دلت مي خواهد، بپرس. يحيی بن اکثم پرسيد: اگر کسی در حال احرام، قتل صيد کرد، چه بايد بکند؟ حضرت جواد(ع ) فرمودند: آيا قاتل صيد محل بوده يا محرم؟ عالم بوده يا جاهل؟ به عمد صيد کرده يا خطا؟ محرم آزاد بوده يا بنده؟ صغير بوده يا کبير؟ اول قتل او بوده يا صياد بوده و کارش صيد بوده؟ آيا حيوانی را که کشته است، صيد تمام بوده يا بچه صيد؟ آيا در اين قتل پشيمان شده يا نه؟ آيا اين عمل در شب بوده يا روز؟ احرام محرم برای عمره بوده يا احرام حج؟ يحيی دچار حيرت عجيبی شد. نمي دانست چگونه جواب گويد. سر به زير انداخت و عرق خجالت بر سر و رويش نشست. درباريان به يکديگر نگاه مي کردند. مأمون نيز که سخت آشفته حال شده بود، در ميان سکوتی که بر مجلس حکمفرما بود، روی به بنی عباس و اطرافيان کرد و گفت: ديديد و ابوجعفر محمد بن علی الرضا(ع) را شناختيد؟ سپس بحث را تغيير داد تا از حيرت حاضران بکاهد. باری، موقعيت امام جواد(ع ) پس از اين مناظرات بيشتر استوار شد. امام جواد(ع) در مدت 17سال دوران امامت به نشر و تعليم حقايق اسلام پرداختند، و شاگردان و اصحاب برجسته ای داشتند که: هر يک خود قله ای بودند از قله های فرهنگ و معارف اسلامی مانند: ابن ابی عمير بغدادی، ابوجعفر محمد بن سنان زاهری، احمد بن ابی نصر بزنطی کوفی، ابوتمام حبيب اوس طائی - شاعر شيعی مشهور - ابوالحسن علی بن مهزيار اهوازی و فضل بن شاذان نيشابوری که در قرن سوم هجری مي زيسته اند.

اين نوگل باغ ولايت و عصمت گرچه کوتاه عمر بودند، ولی رنگ و بويشان مشام جان ها را بهره مند ساخت. آثار فکری و رواياتی که از آن حضرت نقل شده و مسائلی را که آن امام پاسخ گفته اند و کلماتی که از آن حضرت بر جای مانده، تا ابد زينت بخش صفحات تاريخ اسلام است. دوران عمر آن امام بزرگوار 25سال و دوره امامتشان 17سال بوده است. معتصم عباسی از حضرت جواد(ع ) دعوت کرد که از مدينه به بغداد بيايد. امام جواد(ع) در ماه محرم سال 220هجری به بغداد وارد شد. معتصم که عموی ام الفضل زوجه حضرت جواد(ع) بود، با جعفر پسر مأمون و ام الفضل بر قتل آن حضرت همداستان شدند. علت اين امر - همچنان که اشاره کرديم - اين انديشه شوم بود که مبادا خلافت از بنی عباس به علويان منتقل شود.

گزيده سخنان امام جواد (عليه اسلام)

چهل دُّر مرواريد از كلام جوادالائمه عليه السلام

همچنین رو ز تولد حضرت علی اصغر(ع) نیز در همین روز ذکر شده است.

 

نظر شما درباره اين خبر

 

 
 
نام فرستنده
پست الكترونيك  
نظر شما
 
 

همایشها

 

سی و دومین گردهمایی و نخستین کنگره بین المللی تخصصی علوم زمین

 

 

Copyright © 2005 Buali Sina University. All rights reserved