لینک های مفید

 

 

 

 

  تعداد بازدید :10172595  

.:: به وب سايت دانشگاه بوعلي سينا خوش آمديد. ::.

شرح خبر

 

05/01/1392

سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) تسلیت باد

حضرت فاطمه زهرا(س)، دختر گرامی پیامبر اکرم(ص) و حضرت خدیجه کبری(س) هستند. حضرت زهرا(س) در خانه‌ای که محل نزول وحی و آیات قرآن است، پرورش یافته‌اند. ایشان دارای ویژگی‌های اخلاقی و معرفتی فراوانی هستند، آن گونه که ایشان را بانوی دو عالم نام نهاده‏اند. در این مطلب کوتاه، نگاهی داریم به جایگاه حضرت فاطمه زهراعلیهاالسلام در نزد امام علی(ع) و در روایات و همچنین دو نمونه از سیره و منش آن حضرت را ذکر می کنیم.

جایگاه حضرت فاطمه زهراعلیهاالسلام در روایات

زمخشرى در كشاف هنگام ذكر ماجراى زكریا و مریم ‏علیهماالسلام نقل كرده ‏است كه پیامبر صلى الله علیه و آله در هنگام قحط سالى، به گرسنگى مبتلا شدند. حضرت ‏فاطمه ‏علیهاالسلام، دو قرص نان و پاره‏اى گوشت براى آن ‏حضرت، تحفه بردند و ایشان ‏را بر خودشان مقدم داشتند. امّا آن ‏حضرت، طبق را به خود حضرت فاطمه علیهاالسلام بازپس دادند و فرمودند: آن را بگیر. آن گاه روپوش روى طبق را برگرفتند. طبق پر از گوشت و نان بود. حضرت فاطمه علیهاالسلام با دیدن این صحنه شگفت‏زده شدند و پى ‏بردند كه این ‏نان و گوشت از جانب خداوند فرستاده شده است. پیامبر(ص) به حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمودند: این نان و گوشت از كجا آمده است؟ حضرت فاطمه علیهاالسلام پاسخ دادند: از سوى خدا كه او هر كه را خواهد بى‏حساب، روزى دهد. پیامبر(ص) فرمودند: سپاس خدایى را كه تو را مانند بانوى زنان بنی اسرائیل قرار داد. سپس آن‏ حضرت، امام على بن‏ابى‏طالب(ع) و امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و اهل‌بیتشان را جمع كردند و همگى از آن غذا خوردند و سیر شدند. امّا از غذا، هیچ كاسته نشده بود و حضرت فاطمه علیهاالسلام باقیمانده ‏غذا را به همسایگان خویش بخشیدند.

ترمذى در صحیح از صبیح غلام اُمّ سلمه و زید بن ارقم نقل كرده است ‏كه گفتند: پیامبر صلى الله علیه و آله به امام على بن‏ابى‏طالب(ع)، حضرت فاطمه علیهاالسلام، امام حسن(ع) و امام حسین(ع)فرمودند: من با دشمن شما دشمن و با دوستان شما دوست هستم.

ابن خالویه در كتاب آل در حدیثى كه آن را از امام رضا(ع) و ایشان از پدرانشان از امیرمؤمنان(ع) نقل كرده اند، آورده است كه آن ‏حضرت فرمودند: رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: چون روز قیامت فرا رسد، منادى از دل عرش ‏آواز دهد كه اى خلایق! دیدگان خود را بربندید تا فاطمه{س} دختر محمّد{ص}، عبور كند.

ابونعیم احمد بن عبدالله اصفهانى به سند خود از مسروق از عایشه نقل ‏كرده است كه گفت: به هنگام بیمارى رسول خدا صلى الله علیه و آله، كه به رحلت ایشان ‏منجر شد، بر بالین آن ‏حضرت بودیم كه حضرت فاطمه علیهاالسلام وارد شدند. راه رفتنشان بى هیچ ‏كم و كاستى به راه رفتن پیامبر(ص) مى‏ماند. چون پیامبر(ص)، حضرت فاطمه علیهاالسلام را دیدند، فرمودند: دخترم خوش آمدى، آن گاه ایشان را در سمت راست یا چپ خود نشانیدند. سپس رازى را با وى در میان نهادند. حضرت فاطمه علیهاالسلام گریستند. من ‏به سخن درآمدم و گفتم: رسول خدا{س}، از میان ما همه، شما را براى رازگویى‏ برگزیدند، آنگاه شما مى‏گرید؟!سپس رسول خدا(ص)، راز دیگرى با حضرت فاطمه علیهاالسلام در میان نهادند. این بار حضرت فاطمه علیهاالسلام ‏خندیدند. عایشه در این باره از حضرت فاطمه علیهاالسلام پرسش كرد. امّا آن ‏حضرت گفت: من‏ راز رسول خدا(ص) را برملا نمى‏كنم. چون پیامبر(ص) رحلت کردند، عایشه دوباره ازآن رازى كه پیامبر صلى الله علیه و آله با حضرت فاطمه علیهاالسلام در میان گذارده بودند، از ایشان سؤال كرد. حضرت فاطمه علیهاالسلام پاسخ دادند: امّا گریه‏ام بدین خاطر بود كه رسول خدا(ص) به من فرمودند: جبرئیل در هر سال یك بار قرآن را بر من عرضه مى‏داشت امّا امسال آن را دو بار عرضه كرد و علت این امر را جز نزدیك شدن مرگم نمى‏دانم. من از شنیدن این سخن گریستم، آن گاه پیامبر(ص) به من فرمودند: از خدا بترس و شكیبا باش كه من براى تو سَلَف نیكویى هستم...

بخارى در صحیح به سند خود روایت كرده است كه پیامبر اكرم(ص) ‏فرمودند: فاطمه{س} پاره تن من است. هر كه او را خشمگین سازد، به تحقیق مرا خشمگین ساخته است. بسیارى از دانشمندان اهل حدیث، از شیعه و سنى، این مضمون را با اسناد صحیح و روایت‌هاى صریح نقل كرده‏اند. تا آنجا كه برخى بدین ‏روایت، با اعتمادى تمام استشهاد كرده‏اند. یكى از اینان ابوالفرج اصفهانى ‏است. وى روایت مى‏كند كه: عبدالله بن حسن مثنى فرزند امام حسن ‏مجتبى ‏علیه السلام بر عمر بن عبدالعزیز وارد شد. عبدالله در آن هنگام جوان، و از وقار و هیبتى خاص برخوردار بود. عمر او را در صدر مجلس نشانید، مورد احترام قرار داد و نیازش را برآورده ساخت. از علت كار عمر در این ‏خصوص پرسش كردند. وى پاسخ داد: یكى از معتمدانم خبرى از رسول ‏خدا(ص) برایم نقل كرد، آن چنان كه گویى خود آن را از دهان آن ‏حضرت‏ شنیده‏ام. پیامبر فرمودند: فاطمه{س} پاره تن من است. آنچه او را شادمان مى‏كند، مرا نیز خوشحال مى‏سازد و آنچه وى را خشمگین مى‏كند، مرا نیز به خشم ‏آورد. این عبدالله هم پاره‏اى از پاره تن رسول خداست.

ابن صباغ مالكى در فصول المهمه از بخارى و مسلم و ترمذى نقل كرده ‏است كه پیامبر اكرم(ص) فرمودند: از مردان، بسیارى به كمال رسیده‏اند امّا از زنان جز مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم همسر فرعون و خدیجه ‏دختر خویلد و فاطمه دختر محمّد{ص} كس دیگرى به كمال دست نیافته است.ابن سعد و ابن مثنى از حضرت امیر(ع) نقل كرده‏اند كه گفتند: رسول خدا(ص) فرمودند: اى فاطمه{س} خداوند از خشم تو، خشمگین و از خشنودى تو، خشنود مى‏شود.

حاكم در مستدرك روایت كرده است كه چون رسول خدا(ص) از جنگ یا سفرى باز مى‏گشتند، نخست به مسجد مى‏رفتند و دو ركعت نماز مى‏گزاردند و آن گاه به خانه حضرت فاطمه علیهاالسلام مى‏رفتند.بخارى و مسلم در صحاح خود از قول پیامبر صلى الله علیه و آله نقل كرده‏اند كه فرمودند: فاطمه{س} سرور زنان بهشتى است.

در كتاب استیعاب به نقل از عایشه آمده ‏است كه از وى پرسیدند: محبوب‌ترین زنان در نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله چه كسى بود؟ عایشه گفت: فاطمه{س}. پرسیدند: و از مردها؟ گفت: شوهرش على{ع}.

حضرت فاطمه علیهاالسلام در نگاه حضرت علی(ع)

منزلت و جایگاه رفیع حضرت زهرا علیهاالسلام در نزد حضرت علی علیه السلام، نشانگر اوج شخصیت زن در نگاه ایشان است. یک زن می‌تواند چنان بالا رود که مایه مباهات و افتخار امام(علیه السلام) گردد. اگرچه بیان عظمت مقام حضرت فاطمه علیهاالسلام در نزد حضرت علی علیه السلام خود تحقیق مستقلی می‌طلبد لکن در اینجا فهرست‌وار، به ذکر پاره‌ای از موارد، پرداخته شده تا بیانگر اوج مقام و مرتبه زن در نگرش حضرت باشد.

مباهات حضرت علی(ع) به همسری فاطمه علیهماالسلام

شخصیت بزرگی چون علی علیه السلام به همسری فاطمه علیهاالسلام افتخار می‌کند و همسری با ایشان را برای خود فضیلت و ملاک برتری بر دیگران و شایستگی پذیرش مسؤولیت‌های سنگینی چون رهبری جهان اسلام می‌داند.برخی از موارد که حضرت برای اثبات حقانیت خود به داشتن همسری فاطمه علیهاالسلام استناد فرموده‌اند، عبارت است از:

-در پاسخ نامه‌ای به معاویه از جمله فضیلت‌ها و امتیازهایی که حضرت به آن اشاره می‌فرمایند، این است که بهترین زنان جهان از ماست و حمالة الحطب و هیزم کش دوزخیان از شماست.

-در جریان شورای شش نفره که خلیفه دوم برای جانشینی وی را تعیین کرده بود، حضرت خطاب به سایر اعضا فرمودند: آیا در بین شما به جز من کسی هست که همسرش بانوی زنان جهان باشد؟ همگی پاسخ دادند: نه

-حضرت علی علیه السلام در ضمن پاسخ به نامه دیگر معاویه می‌نویسند: دختر پیامبر صلی الله علیه و آله، همسر من است که گوشت او با خون و گوشت من در هم آمیخته است. نوادگان حضرت احمد(صلی الله علیه و آله)، فرزندان من از فاطمه علیهاالسلام هستند، کدام یک از شما سهم و بهره‌ای چون من دارا هستید.

-در جریان سقیفه، حضرت ضمن برشمردن فضایل و کمالات خویش و این‌ که باید بعد از پیامبر(ص)، ایشان رهبری و هدایت جامعه اسلامی را عهده‌دار شود، به ابوبکر فرمودند: تو را به خدا سوگند می‌دهم! آیا آن کس که رسول خدا(ص) او را برای همسری دخترش برگزید و فرمود خداوند او را به همسری تو[علی] در آورد، من هستم یا تو؟ ابوبکر پاسخ داد: تو هستی.

حضرت فاطمه علیهاالسلام رکن امام علی(ع) است

از مقامات ممتازی که مخصوص پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت فاطمه علیهاالسلام می‌باشد، رکن بودن برای امام علی(ع) است. در حدیثی می‌خوانیم پیامبر صلی الله علیه و آله به حضرت علی علیه السلام فرمودند: سلام علیک یا ابا الریحانتین، فعن قلیل ذهب رکناک؛ چه تعبیر لطیف و زیبایی، همان تعبیر حضرت علی علیه السلام در مورد زن که فرمودند: زن ریحانه است. پیامبر نیز فرمودند: سلام بر تو ای پدر دو گل[زینب و ام کلثوم] به زودی دو رکن تو از دست می‌روند. علی علیه السلام بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: این یکی از دو رکن بود. و بعد از شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام فرمودند: این رکن دیگر است.

مددکار اطاعت الهی

انبیاء و پیشوایان معصوم، تنها راه سعادت و خوشبختی انسان‌ها را پیروی از دستورات الهی می‌دانستند و از این رو بهترین همکار و دوست برای آنان کسی بود که در این راستا به آنها کمک کند. امام علی علیه السلام در پاسخ پیامبر(ص) که سؤال کردند: همسرت را چگونه یافتی؟ گفتند: بهترین یاور در راه اطاعت از خداوند.

تمسک امام علی علیه السلام به کلام حضرت فاطمه علیهاالسلام

حضرت در حدیث اربع مائة بعد از این که فرمودند در مراسم تجهیز مرده‌ها، گفتار خوب داشته باشید ،چنین ادامه دادند: حضرت زهرا علیهاالسلام بعد از ارتحال رسول اکرم صلی الله علیه و آله به زنان بنی‌هاشم که او را یاری می‌کردند و زینت‌ها را رها کرده و لباس سوگ در بر نموده‌اند، فرمودند: این حالت را رها کنید و بر شماست که دعا و نیایش نمایید. با این که حضرت علی علیه السلام معصوم بوده و تمام گفته‌های ایشان حجت است ولی برای تثبیت مطلب به سخن حضرت فاطمه علیهاالسلام تمسک می‌کنند، این نشانگر عصمت حضرت صدیقه طاهره علیهاالسلام بوده و این که تمام رفتار، گفتار و نوشتار ایشان حجت است و از این جهت فرقی بین زن و مرد نیست.

تنها تسلی بخش علی علیه السلام

حضرت بعد از شهادت فاطمه خطاب به ایشان فرمودند: با چه کسی آرامش یابم ای دختر محمد{ص}؟ من به وسیله تو تسکین می‌یافتم؛ بعد از تو با چه کسی آرامش یابم؟

غضب خداوند به غضب حضرت فاطمه علیهاالسلام

حضرت علی علیه السلام از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل نمودند که ایشان فرمودند: خداوند عزوجل به خاطر خشم فاطمه{س}، خشمگین و برای خشنودی و رضایت فاطمه{س} راضی می‌شود.و در حدیث دیگر خطاب به حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمودند: خداوند برای خشم تو، خشمگین و برای خشنودی تو، خشنود می‌شود.

برگزیده پیامبر صلی الله علیه و آله

حضرت علی علیه السلام در مصیبت حضرت زهرا علیهاالسلام خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرمایند: این صفیه توست، بانویی که صفوه تو، مصطفی و برگزیده توست، رحلت کرده و صبر فقدانش برای من دشوار است.

تکرار مصیبت فقدان پیامبر صلی الله علیه و آله

هنگام ارتحال بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه علیهاالسلام و بیان وصایا و حلالیت ایشان، حضرت در پاسخ می‌گویند: پناه به خدا، تو داناتر و پرهیزکارتر و گرامی‌تر و نیکوکارتر از آنی که به جهت مخالفت کردنت با خود، تو را مورد نکوهش قرار دهم. دوری از تو و احساس فقدانت بر من گران خواهد بود، ولی گریزی از آن نیست. به خدا قسم با رفتنت، مصیبت رسول خدا{ص} را بر من تازه نمودی، یقینا مصیبت تو بزرگ است، مصیبتی که هیچ چیز و هیچ کس نمی‌تواند به انسان دلداری دهد و هیچ چیز نمی‌تواند جایگزین آن شود.

مقدم نمودن خواست حضرت فاطمه علیهاالسلام برخواست خویش

در هنگام وصیت حضرت زهرا علیهاالسلام در پاسخ امام به ایشان و گریستن هر دو، سپس امام سر مبارک فاطمه علیهاالسلام را به سینه چسباندند و گفتند: هر چه می‌خواهی وصیت کن، یقینا به عهد خود وفا کرده، هر چه فرمان دهی انجام می‌دهم و فرمان تو را بر نظر و خواست خویش مقدم می‌دارم.

پایان شکیبایی علی علیه السلام

علی علیه السلام که اسوه صبر و استقامت هستند اما در شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام، تاثر و تالم خود را چگونه اظهار می‌دارند، تا آنجا که بعد از دفن همسر گرامیشان در حالی که حزن و اندوه تمام وجود ایشان را فرا گرفته بود، خطاب به قبر پیامبر صلی الله علیه و آله عرضه داشتند: خدا چنین خواست که او زودتر از دیگران به رسول خدا{ص} بپیوندد، پس از او شکیبایی من به پایان رسیده و خویشتن‌داری از دست رفته، اما آن چنان که در جدایی تو صبر کردم، در مرگ دخترت نیز جز صبر چاره‌ای ندارم. شکیبایی بر من سخت است. پس از او آسمان و زمین در نظرم زشت می‌نماید و هیچ گاه اندوه دلم نمی‌گشاید. چشمم بی‌خواب، و دل از سوز غم سوزان است. تا خداوند مرا در جوار تو ساکن گرداند. مرگ زهرا{س} ضربه‌ای بود که دل را خسته و غصه‌ام را پیوسته گردانید و چه زود جمع ما را به پریشانی کشانید… اگر بیم چیرگی ستمکاران نبود، برای همیشه اینجا [کنار قبر حضرت زهرا(علیهاالسلام)] می‌ماندم و در این مصیبت بزرگ چون مادر فرزند مرده، اشک از دیدگانم می‌راندم.

کرامت در حال روزه ‏داری

امام حسن(ع) و امام حسین(ع) بیمار شده بودند. حضرت زهرا(س) و خاندان ایشان به توصیه پیامبر(ص) برای شفای حسنین(ع) سه روز، روزه نذر کردند. در روز اول هنگام افطار، فقیری رسید و در خواست غذا کرد. حضرت زهرا(س) افطار خود و خانواده خود را به فقیر دادند. روز دوم در هنگام افطار، یتیمی نزد خانه ایشان آمد و درخواست کمک کرد. حضرت زهرا(س) بار دیگر افطار خود و خانواده خود را به یتیم دادند. روز سوم در هنگام افطار، اسیری نزد ایشان آمد و درخواست غذا کرد و این بار هم حضرت زهرا(س) افطار خود و خانواده خود را به اسیر دادند. اینجا بود که آیه شریفه نازل شد وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا، إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنکُمْ جَزَاء وَلَا شُکُورًا(سوره انسان آیات ۸ و ۹)؛ طعام را با آنکه خود بدان نیازمندند، به فقیر و یتیم و اسیر می‌دهند و(زبان حالشان این است که) برای خشنودی خدا به شما طعام می‌دهیم و از شما هیچ پاداش و سپاسی نمی‌خواهیم.

هرگز از انجام عمل خیر دریغ نمی‌کردند

روزی پیرمردی فقیر و گرسنه، نزد پیامبر اکرم(ص) آمد و درخواست کمک کرد. پیامبر(ص) فرمودند: اکنون چیزی ندارم ولی راهنمای خیر چون انجام دهنده آن است، پس او را به منزل حضرت فاطمه(س) راهنمایی کردند. پیرمرد به سمت خانه حضرت زهرا(س) رفت و از ایشان کمک خواست. حضرت زهرا(س) فرمودند: ما نیز اکنون در خانه چیزی نداریم. اما گردن ‏بندی را که دختر حمزة بن عبدالمطّلب به ایشان هدیه کرده بود، از گردن باز کردند و به پیرمرد فقیر دادند. مرد فقیر، گردن ‏بند را گرفت و به مسجد آمد. پیامبر(ص) هنوز در میان اصحاب نشسته بودند که پیرمرد عرض کرد: ‌ای پیامبرخدا(ص)، فاطمه(س) این گردن بند را به من احسان نمود تا آن را بفروشم و به مصرف نیازمندی خودم برسانم. پیامبر(ص) گریست. عمّار یاسر با اجازه پیامبر(ص) گردن بند را از پیرمرد خرید. عمار پس از خرید گردن بند، گردن بند را به غلام خود داد و گفت: این را به رسول خدا(ص) تقدیم کن، خودت را هم به او بخشیدم. پیامبر(ص) نیز غلام و گردن بند را به حضرت فاطمه(س) بخشیدند. غلام نزد حضرت فاطمه(س) آمد و آن حضرت گردن بند را گرفت و به غلام فرمودند: من تو را در راه خدا آزاد کردم. غلام خندید. حضرت فاطمه(س) راز این خنده‌ را پرسید. غلام پاسخ داد:‌ ای دختر پیامبر(ص)، برکت این گردن بند مرا به شادی آورد، چون گرسنه‌ای را سیر کرد، برهنه‌ای را پوشاند، فقیری را غنی نمود، پیاده‌ای را سوار نمود، بنده‌ای را آزاد کرد و عاقبت هم به سوی صاحب خود بازگشت.

 

نظر شما درباره اين خبر

 

 
 
نام فرستنده
پست الكترونيك  
نظر شما
 
 

همایشها

 

سی و دومین گردهمایی و نخستین کنگره بین المللی تخصصی علوم زمین

 

 

Copyright © 2005 Buali Sina University. All rights reserved