لینک های مفید

 

 

 

 

  تعداد بازدید :10190430  

.:: به وب سايت دانشگاه بوعلي سينا خوش آمديد. ::.

شرح خبر

 

01/11/1391

شهادت امام حسن عسگری(ع) را تسلیت عرض می نمائیم

امروز سالروز شهادت امام حسن عسگری(ع) می باشد. به این مناسبت، نگاهی داریم به زندگی پربرکت آن حضرت

امام حسن عسگری(ع) در سال 232هجري در مدينه چشم به جهان گشودند. مادر والا گهرشان سوسن يا سليل، زني لايق و صاحب فضيلت و در پرورش فرزند نهايت مراقبت را داشتند تا حجت حق را آن چنان که شايسته است، پرورش دهد. کنيه آن حضرت ابامحمد بود. امام يازدهم صورتي گندمگون و بدني در حد اعتدال داشتند. ابروهاي سياه کماني، چشماني درشت و پيشاني گشاده داشتند. دندان ها درشت و بسيار سفيد بود. خالي بر گونه راست داشتند. امام حسن عسگری(ع) بياني شيرين و جذاب و شخصيتي الهي و باشکوه و دارای وقار و مفسري بي نظير براي قرآن مجيد بودند و راه مستقيم عترت و شيوه صحيح تفسير قرآن را به مردم و به ويژه براي اصحاب بزرگوارش - در ايام عمر کوتاه خود - روشن کردند.

به طور کلي دوران عمر 29ساله امام حسن عسگری(ع) به سه دوره تقسيم مي گردد:

دوره اول 13سال است که زندگي آن حضرت در مدينه گذشت.

دوره دوم 10سال در سامرا قبل از امامت

دوره سوم نزديک 6 سال امامت آن حضرت مي باشد.

دوره امامت حضرت عسگری(ع) با قدرت ظاهري بني عباس همزمان بود. خلفايي که به تقليد هارون در نشان دادن نيروي خود بلندپروازي هايي داشتند. امام حسن عسگری(ع) از شش سال دوران امامت شان، سه سال را در زندان گذرانيدند. زندانبان آن حضرت صالح بن وصيف دو غلام ستمکار را بر امام گماشته بود، تا بتواند آن حضرت را - به وسيله آن دو غلام - آزار بيشتري دهد، اما آن دو غلام که خود از نزديک ناظر حال و حرکات امام بودند، تحت تأثير آن امام بزرگوار قرار گرفته و به صلاح و خوش رفتاري گراييده بودند. وقتي از اين غلامان جوياي حال امام شدند، مي گفتند اين زنداني روزها روزه دار است و شب ها تا بامداد به عبادت و راز و نياز با معبود خود سرگرم است و با کسي سخن نمي گويد.

عبيدالله خاقان وزير معتمد عباسي با همه غروري که داشت، وقتي با حضرت عسگری ملاقات مي کرد به احترام آن حضرت برمي خاست، و آن حضرت را بر مسند خود مي نشانيد. پيوسته مي گفت: در سامره کسي را مانند آن حضرت نديده ام، ایشان زاهدترين و داناترين مردم روزگار است. پسر عبيدالله خاقان مي گفت: من پيوسته احوال آن حضرت را از مردم مي پرسيدم. مردم را نسبت به ایشان متواضع مي يافتم. مي ديدم همه مردم به بزرگواريشان معترفند و دوستدار ایشان مي باشند. با آنکه امام(ع) جز با خواص شيعيان خود رفت و آمد نمي فرمودند، دستگاه خلافت عباسي براي حفظ آرامش خلافت خود، بيشتر اوقات، آن حضرت را زنداني و ممنوع از معاشرت داشت.

از جمله مسائل روزگار امام حسن عسگری(ع) يکي اين بود که از طرف خلافت وقت، اموال و اوقاف شيعه، به دست کساني سپرده مي شد که دشمن آل محمد(ص) و جريان هاي شيعي بودند، تا بدين گونه بنيه مالي نهضت تقويت نشود. چنانکه نوشته اند که احمد بن عبيدالله بن خاقان از جانب خلفا، والي اوقاف و صدقات بود در قم، و او نسبت به اهل بيت رسالت، نهايت مرتبه عداوت را داشت. نيز اصحاب امام حسن عسگری(ع)، متفرق بودند و امکان تمرکز براي آنان نبود، کساني چون ابوعلي احمد بن اسحاق اشعري در قم و ابوسهل اسماعيل نوبختي در بغداد مي زيستند، فشار و مراقبتي که دستگاه خلافت عباسي، پس از شهادت حضرت رضا(ع) معمول داشت، چنان دامن گسترده بود که جناح مقابل را با سخت ترين نوع درگيري واداشته بود. اين جناح نيز طبق ايمان به حق و دعوت به اصول عدالت کلي، اين همه سختي را تحمل مي کرد و لحظه اي از حراست(و نگهباني) موضع غفلت نمي کرد.

اينکه بیان شد که: حضرت هادي(ع) و حضرت امام حسن عسگری(ع) هم از سوي دستگاه خلافت تحت مراقبت شديد و ممنوع از ملاقات با مردم بودند و هم امامان بزرگوار ما - جز با ياران خاص و کساني که براي حل مشکلات زندگي مادي و ديني خود به آنها مراجعه مي نمودند - کمتر معاشرت مي کردند، به جهت آن بود که دوران غيبت حضرت مهدي(ع) نزديک بود، و مردم مي بايست کم کم بدان خو می گرفتند، و جهت سياسي و حل مشکلات خود را از اصحاب خاص که پرچمداران مرزهاي مذهبي بودند بخواهند، و پيش آمدن دوران غيبت در نظر آنان عجيب نيايد. باري، امام حسن عسگری(ع) بيش از 29سال عمر نکردند، ولي در مدت شش سال امامت و رياست روحاني اسلامي، آثار مهمي از تفسير قرآن و نشر احکام و بيان مسائل فقهي و جهت دادن به حرکت انقلابي شيعياني که از راه هاي دور براي کسب فيض به محضر امام(ع) مي رسيدند، بر جاي گذاشتند.

در قدرت علمي امام(ع) - که از سرچشمه زلال ولايت و اهل بيت عصمت(علیهم السلام) مايه گرفته بود - نکته ها گفته اند. از جمله: يعقوب بن اسحاق کندي فيلسوف بزرگ عرب که دانشمند معروف ايراني ابونصر فارابي شاگرد مکتب وي بوده است، در مناظره با آن حضرت درمانده گشت و کتابي را که بر رد قرآن نوشته بود، سوزانيد و بعدها از دوستداران و در صف پيروان آن حضرت درآمد. شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجري نوشته اند. علت شهادت آن حضرت را سمي مي دانند که معتمد عباسي در غذا به آن حضرت خورانيد و بعد، از کردار زشت خود پشيمان شد.

 

نظر شما درباره اين خبر

 

 
 
نام فرستنده
پست الكترونيك  
نظر شما
 
 

همایشها

 

سی و دومین گردهمایی و نخستین کنگره بین المللی تخصصی علوم زمین

 

 

Copyright © 2005 Buali Sina University. All rights reserved