لینک های مفید

 

 

 

 

  تعداد بازدید :10247234  

.:: به وب سايت دانشگاه بوعلي سينا خوش آمديد. ::.

شرح خبر

 

21/09/1391

دیدار شورای مرکزی جامعه اسلامی دانشجویان با مدیر حوزه علمیه همدان

بنا به اعلام جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه، اعضاء شورای مرکزی این تشکل، همزمان با روز دانشجو با آیت الله موسوی اصفهانی مدیر حوزه علمیه همدان دیدار کردند.

وی در این دیدار خطاب به دانشجویان گفت: ما باید بیش از آنچه که بیان می کنیم، بیش از آنچه که می نویسیم، بیش از آنچه که مسائل فرهنگی را تبیین می کنیم، بیشتر از او در مقام عمل وفادار به این معارف باشیم. مدیر حوزه علمیه همدان با بیان اینکه یکی از وظایف خود سازی ما هم امر به معروف و نهی از منکر هست و در این مسأله، امر به معروف و نهی از منکر در برابر طاغوت ها حداکثر اهمیت را دارد و لذا امام حسین(ع) فرمودند که چگونه امر به معروف و نهی از منکر کرد و در مقابل طاغوت زمان خود باید ایستادگی کرد، افزود: این وظیفه بزرگی است که من و شما داریم که باید این دانشجو را، این طلبه را، این جوان را، این برادر را از ضلالت و گمراهی ها، ما باید نجات دهیم و ما باید مواظب باشیم و اجازه ندهیم جو دانشگاه به دست کسانی بیفتد که خدایی نکرده خون شهدا راه امام این همه استقامت در این مسیر، این همه محرومیت، این همه تحریم ها و فشار ها و جنگ 8 ساله از بین برود.

با تشکر از جامعه اسلامی دانشجویان که متن کامل سخنان مدیر حوزه علمیه همدان را در اختیار روابط عمومی دانشگاه قرار داده اند، مشروح این سخنان را در ادامه می خوانید:

بسم ا.. الرحمن الرحیم

قال ابا عبدا... الحسین (ع): وعلی الاسلام السلام اذا بلیت الامه براع مثل یزید.خدای متعال را عاجزانه شاکرم توفیق داد خدمت شما عزیزان رسیدیم. از شما برادران و خواهران جامعه اسلامی دانشجویان تشکر می کنیم و این روز دانشجو که عده ای از عزیزان، مقابل طاغوت ایستادند و به شهادت رسیدند و این راه و رسم را ترسیم کردند که در دانشگاه ما باید مدافع از ارزش ها باشیم، باید گرامی داشته شود و ادامه پیدا کند و الحمد ا... ادامه پیدا کرد و به لطف الهی به نتیجه پیروزی اسلام رسید. برای آنهایی که گوی سبقت را ربودند و از اول استقامت کردند مثل عمار یاسرها مثل سمیه ها مثل آنهایی که در صدر اسلام قبل از پیروزی استقامت کردند و حتی جان شیرین خود را در این راه دادند، قطعا آنها یک امتیازی بر افراد دیگر دارند.

مسأله ای که بعد از تشکر و از تشریف فرمایی شما عزیزان به ذهنم رسید تا عرض کنم که هم با ایام محرم مناسب است و هم با قیام برادران دانشجو مناسب است و هم ترسیم راه آینده ی ما هست نسبت به مسائل اسلامی، این جمله ای است که از حضرت سیدالشهدا(ع) در اول عرایضم نقل کردم که از مقاتل نوشته اند که وقتی معاویه از دنیا رفت و آمدند از طرف حکومت از امام(ع) و عبدا... عمر و عبدا... زبیر که سه شخصیت در مدینه بودند، بیعت بگیرند که عمده شخصیت حضرت امام حسین(ع) بود. لذا وقتی به امام حسین(ع) پیشنهاد بیعت شد، این جمله را از آن بزرگوار نقل می کنند که فرمودند: وعلی الاسلام السلام اذا بلیت المه براع مثل یزید. یعنی باید فاتحه اسلام را خواند وقتی مبتلا می شود امت اسلامی به یک شخص راعی که همان چوپان است که سرپرستی گله را دارد. اگر سرپرستی اسلام و مسلمین به شخصی مثل یزید واگذار شود، دیگر باید فاتحه اسلام را خواند.

یک درس بسیار مهمی دارد که امام حسین(ع) بیش از آنچه که در منبر و در خطبه و در کتابت و در مسائل فرهنگی به اصطلاح ما قدم بردارد، در مقام عمل سیدالشهدا(ع) این را نشان داد و لذا می بینم سخنان سیدالشهدا(ع) بسیار کم می باشد ولی آنچه که امام حسین(ع) را اسوه کرد، الگو کرد، سر مشق قرار داد و در هر سال میلیون ها نفر از افراد مسلمان و غیر مسلمان دنبال این خط فکری و این عمل بسیار سازنده قدم بر می دارند، آن عمل سیدالشهدا(ع) بود و اینجاست که عزیزان من، ما باید بیش از آنچه که بیان می کنیم، بیش از آنچه که می نویسیم، بیش از آنچه که مسائل فرهنگی را تبیین می کنیم، بیشتر از او در مقام عمل وفادار به این معارف باشیم.

علمای ربانی که دین خدا را بیش از 12 قرن در زمان غیبت حفظ کردند، مکتب را که یک بعد آن کتابت و نوشتن و چاپ کردن و به جا گذاشتن هست که بسیار مهم می باشد را انجام دادند، ولی مهم تر از این همه عمل آنها بوده. عمل آنها، وفاداری آنها، استقامت آنها، جهاد آنها، شهادت آنها و خلاصه در یک کلام در خدمت اسلام بودن آنها می باشد. ما خودمان علمای بزرگی را دیدیم مثل مرحوم آیت ا... العظمی بهجت(ره)، مثل امام(ره)، مثل شهید آیت ا... مدنی(ره)، مثل مرحوم آیت ا... دستغیب، اینها را خود از نزدیک همه شان را دیده ام. حالا آیت ا... بهجت(ره)، شاید بیش از 30 سال در قم که ما مشرف بودیم از سیره ی ایشان، از روش ایشان، از عمل ایشان، از عبادت ایشان، از پشتیبانی مسائل انقلاب ایشان، از نظم و انظباط ایشان، ما درس می گرفتیم. نه ما بلکه صدها و هزاران طلبه که می آمدند و این سیره و روش را می دیدند، این عمل را می دیدند و این ایثار را که می دیدند، عملا آنها را به سمت خدا دعوت می کرد. امام (ره) در سال 42 که در قم مشغول بودند، افراد زیادی از بسیار فضلای درجه 1 قم مثل شهید مطهری، شهید بهشتی، مثل شهید باهنر، مثل آیت ا... جوادی، مثل آیت ا... مشکینی، مثل خیلی از بزرگان، سیره عملی امام آنها را جذب کرده بود.

مسأله فقاهت امام، علم امام، فلسفه امام و اینها همه تدریسی بود، یعنی در مقام تدریس هم امام استاد کم نظیری بودند. امام یکی از اساتید بزرگ حوزه همان سال 42 که قیام شروع شد بود و امام در مسجد اعظم یکی از مهم ترین درس های خارج را می فرمودند، یکی از درس های پر رونق مراجع را ایشان داشتند ولی آنچه که امام را در قلوب مانند جامعه مدرسین، مانند شاگردان امام، مانند رفقای امام، مانند افرادی که با امام نشست برخاست داشتند، جای داده بود علاوه بر مسائل علمی و رساله علمیه و هر چه آن روحیات، اخلاق و صفات امام بود{عمل امام بود}. من یادم است که نامه ای از نجف آمد از طرف یکی از مراجع آن زمان خدمت امام(ره) که تشریف بیاورید نجف تا در نجف بنشینیم و مسائل ایران را با هم جمع بندی کنیم و تصمیم دست جمعی بگیریم؛ حالا بعضی می گفتند که مقدماتی را خود دولت طاغوت فراهم کرده است که امام را به دست علما از ایران خارج کند و به نجف منتقل کند تا اینها کارشان را راحت بتوانند انجام دهند ولی امام در جواب آن نامه مرجع بزرگوار مرقوم فرمودند که ما در ایران می مانیم و یا دست ظالم را از مظلوم کوتاه می کنیم و یا به شهادت نائل می شویم و به اهدی الحسنیین دست می یابیم. یک چنین روحیه سبب شد که قلوب میلیون ها جمعیت به سمت امام حرکت کرد و عزیزان من اگر ما هم بخواهیم در حوزه ها موفق باشیم و همچنین در پیشرو اهداف اسلام موفق باشیم انشاا... چرا که ما در جامعه اسلامی دانشجویان، جامعه مدرسین و حوزه علمیه در همه اینها یک هدف داریم و هدف ما این است که: قل انما اعظکم بواحده ان تقومو ا... مثنی و فرادی

فقط در راه خدا به طور دسته جمعی یا به طور فردی می خواهیم حرکت کنیم. اگر ما می خواهیم این کار را به احسن وجه انجام دهیم، شرط اول قدم آن است که مجنون باشیم. شرط اول آن است که در حد توان از خودمان شروع کنیم، این شرط موفقیت انبیا هم همین بوده است، لذا انبیا از خود شروع کردند. علمای ربانی از خود شروع کردند، مجاهدین فی سبیل ا... از خود شروع کردند، چه خواهرها و چه برادرهای ایمانی که موفق شدند برای اسلام قدمی بردارند، تبلیغ اسلام بکنند، امر به معروف کنند، نهی از منکر کنند، عده ای را با خدا آشنا کنند، علاوه بر اینکه خودشان این راه را رفتند، عده ای را هم برده اند. آنها موفق بودند و موفقیتشان ادامه پیدا کرده که در ابتدا نسبت به مسائل ساختن خود اکثر تلاش را کرده اند و این آیه که می فرماید: آیا مردم را به نیکی دعوت می کنید و خودتان را فراموش می کنید؟ شما که کتاب می خوانید این یک استفهام توبیخی است به قول ما طلبه ها.

مثل اینکه انسان بچه خودش را توبیخ می کند که شب ها دیر میایی خانه؟؟ پس به ضرر خودت داری قدم بر می داری. این مسأله از اهم مسائل است عزیزان من. شما اگر سخنان امام راحل(ره) را مرور کنید که الحمد ا... ضبط شده و هست می بینید در اکثر قریب به اتفاق، امام(ره) وقتی صحبت می کردند، قسمت اول صحبت هایشان راجع به همین مسأله است که ما باید بیشترین سرمایه گذاری را در ساختن خودمان داشته باشیم، عقاید خودمان را محکم کنیم، اخلاق خودمان را تهذیب کنیم، احکام خودمان را هم یاد بگیریم و هم در مقام اجرا عمل کنیم و در این سه بخش که مسائل اسلامی را تقسیم کرده اند به عقاید و اخلاق و احکام در حد اعلا ابتدا خودمان بارور شویم؛ وقتی خودمان بارور شدیم، قلب ها نورانی شد، به قرآن قلب ها نورانی شد و به احکام، دل ها پاک شد از صفات رذیله، اعمال ما رو به مسائلی که اسلام گفته است شکل گرفت این می شود یک منبع خیر، حالا شروع کنیم که دیگران را محروم نکنیم، چون امر به معروف و نهی از منکر یکی از وظائف ماست؛ آن وقت می شود از کوزه همان برون تراود که در اوست.

وقتی من از روی ایمان، از روی اعتقاد، از روی عمل صالحی که خدا به من عنایت کرده، اسلام پذیرفتم و به آن وفادار هستم، این ایمان و عمل صالح، اول در وجود خودم نورانیت ایجاد می کند، پس هر کس که نورانی شد، اطراف خود را به اندازه شعاع نورانیت خودش نورانی می کند. اطراف خودش هم بهره مند می شوند، حالا یک کسی در حد یک خانواده، یک کسی در حد یک کلاس، کسی دیگر در حد یک دبیرستان و یکی در سطح استان را روشن کرده اند. مرحوم آیت ا... آخوند(ره) من خدمت ایشان رسیده بودم، یک سفری آمده بودیم ما سال 1332 همدان، ایشان یک سال قبل از انقلاب از دنیا رفته اند، یعنی حدود 34 سال است که از دنیا رفته اند ولی این مرد به قدری در قلوب مؤمنین و معتقدین به اسلام و مسائل قرآنی و معنی، اثر گذاشته که هنوز می بینی بعد از 34 سال که از دنیا رفته اند، می نشینی و با افراد صحبت می کنی، می بینی هنوز آن نورانیت در دل اینها از سرچشمه فیض وجود دارد. یک استانی را یک نفر نورانی می کند. مرحوم آیت ا... شهید مدنی(ره) یک اسوه اخلاق بود. وقتی ایشان درس اخلاق می گفت، در اغلب اوقات در حال گفتن مسائل اخلاقی اشک می ریخت وچنان آدم را تحت تأثیر قرار می داد که ناخودآگاه، انسان جذب آن معنویت آن مرد بزرگ می شد. این قدم اول است عزیزان من و قطعا شما که در این راه قدم برداشتید، آمدید و دور هم جمع شدید که علاوه بر نورانیت خودتان بتوانید در محیطی مثل مثل دانشگاه که واقعا نیاز به تبلیغ در آن محیط به مراتب از حوزه ها بیشتر است، بتوانید در حد خودتان چون دیگر لا یکلف ا... نفسا الا وسعا ولی باید این وسعت را تقویت کرد این ابعاد اثر گذاری را باید حد الامکان در بین اقشار مختلف باید گسترش داد.

امام عزیز فقط به خود سازی تنها اکتفا نکرد، مرحوم امام برای مسأله خودسازی و اخلاق و بارورسازی مسائل اخلاقی در وجود خودشان در احوالاتشان مرحوم حاج احمد، آقا زاده ایشان نقل می کند 6 سال یا 7 سال شاگردی مرحوم شاه آبادی را کرده برای مسائل معنوی، اخلاقی و خودسازی، لذا خودسازی کار مشکلی است، کار ساده ای نیست که ما فکر کنیم با یک درس اخلاقی و یک کتاب اخلاقی، این بار به منزل می رسد، چون برای انسان بسیار ارزشمند است لذا زحمت هم زیاد دارد، اما این قدر این مسأله خودسازی مهم است که امام راحل در کتاب چهل حدیث که درس های اخلاق امام ثبت شده، وقتی یک مطلبی را از استاد بزرگشان آیت ا... شاه آبادی نقل می کنند، به این جمله که شیخ ما، استاد ما مرحوم شاه آبادی(روحی فداه) چنین فرمود. مثلا در باب تقید به وضو داشتن استاد ما مرحوم شاه آبادی فرمود مثل زره داشتن در میدان جنگ می باشد.

این قسمت اول عزیزان من، قسمت دوم مسأله وظیفه اجتماعی سیاسی امر به معروف و نهی از منکر ماست. این مرحله دوم است این معناش این نیست تا، دم بشنید تا خود سازی 100 در صد شود بعد از امر به معروف و نهی از منکر را شروع کند، نه باید در کنار یکدیگر اینها باشند و انسان در اثر امر به معروف و نهی از منکر از خودش غافل نشود ولی در عین حال در حال خود سازی و تهذیب نفس هم از امر به معروف و نهی از منکر غافل نشود. چون یکی از وظایف خود سازی ما هم امر به معروف و نهی از منکر هست. در این مسأله، امر به معروف و نهی از منکر در برابر طاغوت ها حداکثر اهمیت را دارد و لذا امام حسین(ع) فرمودند که چگونه امر به معروف و نهی از منکر کرد و در مقابل طاغوت زمان خود باید ایستادگی کرد.

نه فقط به گفتن بلکه تا پای جان این مسئله امر به معروف و نهی از منکر را اهمیت داد و این جمله بسیار برای من جالب است و خیلی هم خدمت دوستان طلاب و جلساتی که بودم عرض کردم و خدمت شما عزیزان هم می گویم: اهمیت اینکه انسان، مردم را راهنمایی و ارشاد و امر به معروف و نهی از منکر کند، بسیار مهم است. یک زیارتی امام صادق(ع) راجع به اربعین امام حسین(ع) دارد که در آن زیارت نامه امام صادق(ع) یک فرازی را می فرمایند: امام حسین(ع) بخشش کرد، ایثار کرد خون دلش را در راه تو، چرا خون داد؟ تا بندگان تو را از جهالت و نادانی نجات دهد؛ یعنی امام حسین(ع) خون داد برای روشنی مردم، چون مردم جاهل بودند و نمی دانستند رهبر اسلام مثل یزید باشد یا نه؟ لذا حضرت امام صادق(ع) چنین فرازی را می فرمایند.

این وظیفه بزرگی است که من و شما داریم که باید این دانشجو را، این طلبه را، این جوان را، این برادر را از ضلالت و گمراهی ها، ما باید نجات دهیم و ما باید مواظب باشیم و اجازه ندهیم جو دانشگاه به دست کسانی بیفتد که خدایی نکرده خون شهدا راه امام این همه استقامت در این مسیر، این همه محرومیت، این همه تحریم ها و فشار ها و جنگ 8 ساله از بین برود، لذا زحمت دارد. امام حسین(ع) برای آنکه روشنگری بکند و از جهالت و نادانی امت را نجات دهد، تا پای جان ایستاد. من تقدیر و تشکر می کنم از همه شما عزیزان، امیدوارم خدای متعال اول اثری را در خود گوینده قرار دهد و بعد برای شما عزیزان مفید باشد. والسلام

 

نظر شما درباره اين خبر

 

 
 
نام فرستنده
پست الكترونيك  
نظر شما
 
 

همایشها

 

سی و دومین گردهمایی و نخستین کنگره بین المللی تخصصی علوم زمین

 

 

Copyright © 2005 Buali Sina University. All rights reserved